زخمی درآیینه
زخمی درآیینه
سرزمین من تابوتی بیش نیست و هنگامی که ده هزار انسان حلبجه ای
که به خاکش توان سپرد با گاز خفه شدند
زیر فشار چکمه ی زنگاری زمان صدها هزار کودک در خشم زاده شدند
سرزمین من بمب ها ست
که روزی منفجر خواهد شد
تا آفتا ب رشته رشته
تقسیم شود میان خانه ها
آی حلبجه برای تو٬توی نا پیدا ‼توی در
خاک هنوز سبز ‼زیبا ترین سرودهارا در
تو را به خاک سپرده ام و نام کوچک خود را
بر پیشخوان خاطرات از یاد برده ام۰آری ‼
کتاب " زخمی در آینه " سروده و نوشته فاروق صغی زاده که توسط نشر صریر در سال 1385 منتشر شد.
تا درختی کهنه می شود ٬جنگلی از
نو می روید