بگذاراعتراف کنیم

« نمی توانی صدای انسانی را در گلو خفه کنی وداد برآری که اورا قانع ساخته ای»     تولستوی 

بازخوانی تاریخ ٬زندگی مبارزات سیاسی کردها به ویژه در قرن اخیربیانگر اینست که حلبچه تنهافاجعه ای نیست که به خود دیده اند بلکه این فاجعه ها در تاریخ ملت کرد به وفور دیده می شود از بین بردن جمعی کردهادرطی عملیات انفال وحلبچه کوششی هدفمندبرای سلب کردن یکی از اساسی ترین حقوق انسان هاحق حیات(حق نفس کشیدن)است برای رسیدن به این هدف غیر انسانی وشوم از متنوع ترین جنایات ،کشتار،نسل کشی وسلاح های ضد بشری استفاده شده است در واقع حلبجه به عنوان واضع ترین شیوه ژینو ساید فیزیکی که طی آن کرد ها محکوم به مرگی شده اند که خواسته آن ها نبوده است و یک لکه ننگی برتاریخ انسان ها یی نشسته است که پر مدعا تر از همیشه درهذیان های خود٬ خودرا نماینده پروپا قرص دموکراسی درجهان می دانند.درحالی که در برابرچنین جنایاتی عکس العمل شایان توجهی نشان ندادند.وقتی بحث ژینوساید پیش می آیددو نوع تقسیم بندی پیش می آید 1ژینو ساید فیزیکی که حلبجه و سردشت ...نمونه بارز آن است 2ژینو ساید فرهنگی که طی آن ملت یا قومی با از دست دادن هویت خود خسارت جبران ناپذیری بر پیکره ی فرهنگ وارد می کند بد ترین آفات این ژینو ساید« فرهنگی »که افراد آن جامعه متوجه نابودی خود نمی شوند وبه همین دلیل کمترین عکس العمل را در مقابل آن از خود نشان می دهند بها ندادن به فرهنگ٬از بین بردن میراث های فرهنگی یک ملت٬عدم توجه به خواسته های فرهنگی یک ملت می توانداز جمله ترفند های ژینو ساید فرهنگی باشد که نمونه بارز آن را در کشور ترکیه و...مشاهده کرد .امسال که به نوزدهمین سالروز بمباران شیمیای شهر خونین حلبجه نزدیک می شویم مدت ها با خودفکر کردم که ما هر ساله به خاطر حلبجه و شهدای این شهر تجمع می کنیم وده ها هزار مقاله ٬شعروسرود را به صورت بیان تراژدی می نویسیم وهرساله درصدد مقایسه آن با هیروشیما وجنایت های دیگر بشریت هستیم ٬اصلاًًًًًًً مقایسه درستی نیست و واقعاًحلبجه هیروشیمای دیگر نیست .آیا جنگ میان کردها ودولت عراق همانند جنگ ژاپن وآمریکا٬جنگ بین کشور امپریالیسم «آمریکا»ویا امپراتوری «ژاپن»بوده است آیا کردها هم مانند ژاپنی ها در جنگ جهانی شرکت کرده اند؟آیا بلایی که آمریکا یها بر سر ژاپنی ها آورده اند ژاپنی ها آن را وشاید بدتر برسر چینی ها نیاوردند؟جنگ داخلی که رژیم بعثی از آن به عنوان مسئله داخلی یاد می کرده اند جنگ میان رژیمی ستمگر وملتی مظلوم وستمدیده نبود؟هرگز بر آن نیستم که فاجعه ی هیروشیما رانادیده بگیرم فقط درصدد این هستم که بگویم به راستی حلبجه درد مشترک کردها است . بیایید دیگر این الفاظ ­حلبجه­هیروشیمای دیگر است را کنار بگذاریم مسله دیگر این که ما هر وقت درمورد مسائل ومشکلات کردها حرف می زنیم فقط به ظا هر قضیه توجه می کنیم مثلاًدرمورد حلبجه نه تنها صدام حسین وعلی کیمیایی مقصر هستند بلکه انگشت اتهام به سوی خیلی های دیگر نیز نشانه می رود که چنین فضایی رابرای این حادثه ی هولناک فراهم نموده اند آیا مردمان شهر حلبجه تنها شهیدانی نیستند که بدون خواست قبلی شهید شده اند !آیا با قربانیان شهر حلبجه به چه شیوه ای باید همدردی کرد؟آیا از راه نوشته ها وتصاویر می توان به فهم  فاجعه نائل شد ؟آ­یا انسانهای به اصطلاح متمدن می توانند تضمین بدهند که حلبجه ی دیگر به وجود نیاید ؟این سوالها وهزاران سوال دیگر زمانی می تواند پاسخی در خورتوجه­ داشته باشد که بتوان با آن زندگی کرد لذا همدردی با قربانیان با بر پایی نما یشگاه ٬برگزاری کنفرانس هاوهمایش ها اگر چه امری ضروری است اما کافی نیست .ملت کردقومی مظلوم وستم چشیده است می توان گفت هر جا که کردها زندگی می کنند تبعیض وبی عدالتی ...وبه قول یک دیپلمات امریکایی کردها تنها ترور شدگانی هستند که همه جا به عنوان ترویست شناخته می شوند در حالیکه علیه هیچ ملتی دست به تهاجم نزده اندودر پایان می خواهم بگویم ای وجدانهای سوخته که حقیقت را فدای مصلحت می نماید ­بدانید که  کردها میخواهند بدون مصیبت کرد بودن زندگی کنند.           علی  یوسفی