سید عبدالرحیم فرزند ملا سعید نوه ملا یوسف جان فرزند ملا ابوبكر مصنفی چوری كه منتسب به سید محمد زاهد كه معروف به پیر خدر شاهو است می باشد . تخلص شعری وی ( مه عدوومی ) است و در فرهنگ و ادبیات كردی به مولوی مشهور است .مه وله وی (مولوی ) در سال 1221 هجری قمری در روستای سرشانه ( سه رشانه ) در منطقه تاو گوز كردستان عراق در خانواده ای فرهنگی - دینی چشم به جهان گشود . در كودكی همراه با خانواده به روستای بیژاوه نزدیك شهر حلبچه می رود و در آنجا نزد پدر قرآن می آموزد همزمان كتاب های مقدماتی فارسی و صرف و نحو عربی را نیز آموخته است . پس از آن همچون بسیاری از طلبه های كردستان برای فراگیری علم به شهر پاوه رفته است و پس از فراگیری علوم در شهر پاوه به چور از توابع مریوان رفته و پس از آن به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد وزیر به تحصیل علوم زمان پرداخته است سپس به بانه و پس از آن به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته ور در مسجد گه وره ( بزرگ ) آن شهر از خدمت عالم بزرگ شیخ معروف نودی استفاده نموده است سپس به مسجد جامع حلبجه رفته و از وجود شیخ عبدالله خه رپانی استفاده نموده بعد از ان به قه لای جوانرود رفته و پس از آن دوباره به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد دار الاحسان مدتی بیشتر از بار اول راگذرانده است . سپس به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته و در خدمت ملا عبدالرحمن نودشه ای كه مفتی سلیمانیه بوده و امام مسجد مه لكه ندی بوده است درس طلبگی را تمام كرده و موفق به اخذ اجازه از محضر ایشان گردیده است . پس از آن به روستای چروستانه در اطراف حلبچه رفته و در آنجا به تدریس پرداخته است . پس از مدتی هوای تصوف اورا مجذوب كرده و گرفتار ذوق اهل معنا می گردد و بهمین دلیل به شهر ته ویله رفته و صوفی شیخ عثمان سراج الدین كه خلیفه مولانا خالد نقشبندی بزرگ طریقه نقشبندی در كردستان می شود . و مدت زیادی را به عنوان مرید شیخ سراج الدین بسر می برد . پس از چند سال به روستای بیاویله نزدیك حلبچه می رود و پس از مدتی به روستای گونه رفته و چند سال نیز در آنجا می ماند . سپس به شه میران كه در آن زمان تحت اداره شیخ علی عبابیلی بوده است می رود كه شیخ علی احترام بسیار زیادی برای مولوی قایل بوده است اما پس از مدتی عثمانی خاله بدستور محمد پاشای جاف اداره شه میران را از شیخ علی گرفته و بهمین دلیل مولوی راهی روستای سه رشاته كه زادگاه اوست می شود و در همان روستا دیده از جهان فرو می بندد .
مولوی در سالهای حیات خویش با چند حادثه و فاجعه سخت مواجه شده است ( آنگونه كه از شعرهای او برمی آید ) اول سوختن كتابخانه مولوی كه در آن كتابهای بسیار و نوشته ها و حتی دیوان شعر او می سوزد . دوم وفات عنبر خاتون همسر مولوی است كه آنگونه كه پیداست احترام و عشق زیادی به او داشته است . سوم از دست دادن بینایی بمدت هفت سال كه همان باعث وفات و افول ستاره ای بی بدیل در آسمان شعر و ادب اورامان و كردستان می شود . سر انجام مولوی پس از 79 سال عمر سراسر با بركت در سال 1300هجری قمری دیده از جهان فرو بست .
از مولوی آثار ارزشمندی بجای مانده است .
دیوان مه وله وی
الفضیله : كه شامل 2031 شعر عربی است و در سال 1285 هجری قمری آنرا به رشته تحریر در آورده است .
العقیده المرضیه : مشتمل بر 2452 شعر كردی كه در سال 1352 هجری قمری از سوی محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است . اولین بیت دیوان اینگونه آغاز می شود .
زوبده ی عه قیده و خو لاصه ی كه لام
هه ر له تو بو توس ثه نای تام
الفوائح : كه شامل 527 شعر فارسی است كه همراه العقیده در سال 1352 توسط محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است .
بجز این موارد كتابی در باره اصول طریقه نقشبندی از ایشان بجای مانده است .
ئاماوه وه هار - مولوی کورد
ئاماوه وه هار ُ وه هاری شادی
بوی عه تر نه سیم غونچه ی ئازادی
خیل خانه ی خه فه ت بار به نی یش که رده ن
مه ینه ت روو نی یان وه ماوای مه رده ن
خه م وینه ی که مان قامه ت خه م بی یه ن
هه وارگه ی قه دیم نه ده سش شی یه ن
به زم شه وق و عه یش نه ده رووم جه مه ن
ئانه هیچ نه بو نه ده روون خه مه ن
ئینه نه تیجه ی دیای بالای تون
نیشانه ی وصال خال ئالای تون
آشنایی با امید کردستانی مدیر ارشد گوگل


معرفی مختصر:
امید کردستانی، نایبرئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی در شرکت اینترنتی گوگل است. در حالی که یاهو ایران را از لیست کشورهای موجود در این سایت حذف کرده است اما گوگل به لطف مدیر ایرانی خود همچنان زبان فارسی را به رسمیت می شناسد.
امیدکردستانی یک ایرانی موفق به تمام معناست وی را باید بشناسید او مدیر ارشد بازاریابی و توسعه بین المللی گوگل است نخستین کارمند پروفشنال - با کت و شلوار و کراوات- بود که در بهار سال ۱۹۹۹ از کمپانی NetScape به پرسنل ۱۱ نفره کارمندان گوگل پیوست و مدیر ارشد بازاریابی و توسعه بین المللی گوگل شد. حال در سن 43 سالگی نه تنها یکی از ایرانیان مطرح درجهان است بلکه مرد درجه یک غول بزرگ گوگل نیز شناخته می شود ، افتخار مسلم ایران ، با امید کردستانی یکی از مدیران ارشد گوگل و زندگی او در این وادی آشنا شویم .
شعار همیشگی کردستانی: ایجاد رابطه، اعتمادسازی، انجام وعده و قول ها ، و نهایتا پولدارتر کردن سهامداران و شرکا است .
زندگینامه شخصی وی:
امید کردستانی، نایبرئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی در شرکت اینترنتی گوگل است. او در پیرانشهر به دنیا آمده و در سن چهارده سالگی،پس از مرگ پدرش به کالیفرنیا رفته است.
امید کردستانی در گوگل:
یک آغاز برای امید کردستانی در زندگی کردستانی که حالا 43 ساله است همیشه از خودنمایی در رسانه ها خودداری کرده و در پس پرده امپراطوری گوگل بوده: در سن 14 سالگی ، چند سال پس از فوت پدرش بخاطر سرطان، از ایران به شهر سن خوزه در ایالت کالیفرنیای امریکا مهاجرت کرد و مهندسی برق را از دانشگاه دولتی سن خوزه، و فوق لیسانس مدیریت بازرگانی را از دانشگاه استانفورد امریکا، جاییکه که بنیانگذاران گوگل و یاهو درس می خواندند، گرفت. خووقتی به گوگل آمد دوازدهمین کارمند گوگل شد. صاحبکار سابقش در NetScape ، آقای مایک هومر، می گوید که کار و اموزش سخت در NetScape به موفقیت کردستانی در گوگل کمک بسیار کرد. وقتی در NetScape بود توانست تنها در عرض 18 ماه فروش فصلی (سه ماهه) این کمپانی را از 20 میلیون به 55 میلیون دلار برساند.دش همیشه میگوید که خوشبینی و امیدواری به آینده ، که از خصلت های مهاجرین است، نقش موثری در موفقیت شغلی اش داشته است.
دوازدهمین کارمند گوگل
وقتی به گوگل آمد دوازدهمین کارمند گوگل شد. صاحبکار سابقش در NetScape ، آقای مایک هومر، می گوید که کار و اموزش سخت در NetScape به موفقیت کردستانی در گوگل کمک بسیار کرد. وقتی در NetScape بود توانست تنها در عرض 18 ماه فروش فصلی (سه ماهه) این کمپانی را از 20 میلیون به 55 میلیون دلار برساند.
استخدام کردستانی درگوگل
مصاحبه شغلی کردستانی در گوگل برای تصدی شغل مدیر فروش و توسعه، حول یک میز پینگ پنگ در یک اتاق کنفرانس و توسط سرگی برین (یکی از دو بنیانگزار گوگل) انجام شد: ابتدا سرگی سوالاتی از امید کرد و سپس با اعتراف به عجز و ناتوانی در انجام مصاحبه با یک آدم پروفشنال (یعنی امید ) ، تمامی پرسنل ۱۱ نفره اش را که همگی مهندس بودند به میز فراخواند و خلاصه آنها تا پنج ساعت امید را سوال باران کردند ،و در پایان، امید همگی را به صرف شام در رستورانی برد و در انجا بود که استخدام شد.
کردستانی شیک پوش و عجیب غریب
کردستانی را در گوگل بخاطر طرز لباس پوشیدن رسمی و در آغوش گرفتن همکاران و رئیسهایش می شناسند. او نیمی از ساعات کارش را در مسافرت و بیرون است یکبار هم که با خانم شریل سندبرگ (معاون فروش و خدمات آنلاین گوگل) در آلمان بودند و شریل در صندلی جلو در خواب بود وقتی چشمانش را باز کرد امید را پشت فرمان با گوشی موبایل بر گوش و لپ تاپ بر زانو و در حال رانندگی با 150 کیلومتر در ساعت دید. امید به آرامی به شریل گفت دارم تلفن مهمی را جواب میدم .
دیپلماسی امید کردستانی
کردستانی را در گوگل بعنوان یک دیپلمات هم می شناسند: در فضای استرس آلود و شتابنده چنین شرکتی تقریبا هر روزه در اتاق مدیران ارشد جر و بحث های شدیدی در می گیرد و امید همیشه میانجی و قاضی است. برای امثال گوگل، وجود چنین خصلت هایی در یک کارمند ، در لحظات بحرانی بسیار ارزشمند و حساس است. شعار همیشگی کردستانی: ایجاد رابطه، اعتمادسازی، انجام وعده و قول ها ، و نهایتا پولدارتر کردن سهامداران و شرکا است .نگرش امیدوقتی هم کردستانی می خواهد کسی را استخدام /یا با او همکاری کند یک نوع airport test از او می گیرد: منظورش اینه که اگر من و این شخص در یک فرودگاه مجبور به توقف چند ساعته بشیم من دوست دارم که هم از این چند ساعت عمرم لذت ببرم و هم یک صحبتهای روشنفکرانه و خوبی با هم داشته باشیم . از خودم می پرسم که آیا این آدم دارای یک چنین خصوصیاتی هست یا نه؟
تئوری های امید کردستانی
کردستانی حتی وقتی که یک خانه 16 هزار فوت مربعی در منظقه atherton به قیمت تقریبا 18 میلیون دلار خرید، هم، بر ارزش زمینهای آن منطقه تاثیر گذاشت و نرخ ها بالا رفت . او تئوری حراج - auction theory - و تمرکز بر نیازهای مشخص هر صاحب آگهی را - از مثلا یک لوله کش ساده تا بزرگترین اگهی دهندگان بین المللی- به گوگل تزریق کرده و اگر خیلی ها سرگی برین و لری پیج را بنیانگذاران گوگل بدانند باید امید کردستانی را بنیانگذار مالی-بیزینسی business founder گوگل بدانیم . بعنوان دوازدهمین کارمند گوگل شروع بکار کرد و فروش آن را از تقریبا صفر به سه میلیارد دلار رساند.
موفقیت امیدکردستانی در گوگل
کردستانی در اولین نگاه به گوگل فهمید که ترافیک زیاد این سایت مهمترین دارایی آن است . از این ترافیک استفاده کرد و آگهی های تکی و کوچکی که یکی یکی با کردیت کارتهای کوچک به گوگل پرداخت می شدند را به میلیونها دلار رساند طوریکه امروزه 99 درصد درآمد گوگل از همین آگهی ها است . بتدریج همکاران سابقش در NetScape را هم به همکاری در گوگل طلبید. با صاحبان آگهی های NetScape هم تماس گرفت و به آنها گفت بیایید یک آگهی ۳-۵ هزار دلاری کوچک در گوگل بزارید و امتحان کنید ببینید خوشتون میاد یا نه ... ضرری هم نداره ... آنها هم پذیرفتند و بتدریج با نتایج بسیار خوبی که از کلیکهای میلیونی کاربران گوگل گرفتند اکثرا مشتری پروپاقرص گوگل شدند . کردستانی امروزه، در دنیای میلیارد دلاری رقابت تبلیغات تلویزیونی، نه تنها با صاحبان کوچک آگهی ، بلکه با انواع آژانسهای بازاریابی/تبلیغاتی که برای مشتریان خود حسابی چانه میزنند هم قرارداد می نویسد. در باره نخستین ملاقاتش با لری و سرگی، میگوید که احساس کردم که این دو آدم اعتماد به نفس، عزم و اراده و ایده های بلندپروازانه بسیاری دارند و حتی اگر بجای اینترنت، می خواستند مثلا بیزینس لحاف فروشی هم باز کنند باز هم موفق می شدند . اینگونه بود که به تیم آنها پیوستم.
زندگینامه کاری امید کردستانی:
اقای امید کردستانی چهل وسه ساله با ملیت ایرانی
دارنده ی لیسانس مهندسی الکترونیک از دانشگاه سن خوزه استیت.
دارنده ی فوق لیسانس ام بی اِی از دانشگاه استنفورد.
فعالیت مسمتر 10 ساله در زمینه های " تگ "
معاون فروش و مدیریت تولید در " نت اسکیپ " ( که تنها در طی یک دوره ی 18 ماهه درآمد سالانه نت اسکیپ را از 88 میلیون دلار به دویست میلیون دلار افزایش داد. )
مدیریت موفقیت آمیز چهار ساله با " نت اسکیپ ".
استخدام در گوگل به عنوان مدیر فروش و بازرگانی و کسب درآمد یک میلیارد دلار در سال 2003 برای آن.
پس از «پی یرامیدیار» تنها میلیاردر ایرانی درلیست معروف میلیاردرهای مجله فوربس میتوان به نام امید کردستانی ایرانی موفق در زمینه اطلاعات کامپیوتری وتجارت جهانی نام برد. اگر چه وی مانند پییر امید یار در لیست ثروتمندترینهای جهان جای ندارد ولی توانسته است نام خود را به عنوان یکی از مشهورترین جوانان ایرانی در دنیا ثبت کند.
وی نیز مانند امیدیار مدیر بزرگترین وب سایت حراج جهان(eBay) با شرکتهای بزرگ کامپیوتری همکاری میکند. امید کردستانی اکنون نایب رئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی در شرکت اینترنتی گوگل است.
امید کردستانی در سال 1963 به دنیا آمد و اکنون43 سال دارد. امید مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه ایالتی سن خوزه اخذ کرد و همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه استانفورد است. وی پس از اتمام دانشگاه کارش را در بخش بازاریابی، مدیریت تولید و مسئولیت بخش تجاری شرکتهای مهم بینالمللی آغاز کرد. از اولین شرکتهایی که وی در آنجا استخدام شد میتوان به نام هیولت پکارد(HP) وDO3 اشاره کرد.
کردستانی پس از این دو شرکت کارش را در بخش فروشOEM نت اسکیپ آغاز کرد و طی دوره چهار ساله که در آن شرکت حضور داشت، مسئولیت بر قراری ارتباطات تجاری با شرکتهایی چون سیتی بانک (بزرگترین بانک آمریکا)، آمریکن آن لاین، سایت آمازون، اینتل و اکسایت را بر عهده داشت.
وی دارای سابقه ای بیش از 12 سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکتهای پیشروی اینترنتی مانند نت اسکیپ است و همچنین سمت نایب رئیس بخش توسعه شرکت و فروش را بر عهده داشت و توانست بازده مالی این شرکت را در عرض 12 ماه از 88 میلیون دلار به بیش از 200 میلیون دلار برساند.کردستانی پس از مدیریت بسیارعالی خود در نت اسکیپ از طرف مدیران گوگل دعوت به همکاری شد و در بهار سال 1999 به این شرکت پیوست تا عنوان دوازدهمین نایب رئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی گوگل را در کارنامه کاری خود ثبت کند.با توجه به تجربه طولانی، کردستانی میدانست که تبلیغات برجسته و نا گهانی مناسب نیستند، پس با ارایه لیستی قیمت تبلیغات آن لاین در گوگل را قانونمند کرد. بر طبق طرح جدید کردستانی زمانیکه کاربر واژهای را برای جستجو وارد میکند اسپانسرهای مرتبط در صفحه به نمایش در میآید.
کردستانی بر این باور است که اینگونه برقراری ارتباط با کاربر بهترین اثر را بر جا خواهد گذاشت. وی حتی یکبار پیشنهاد چند میلیون دلاری را به دلیل عدم ارتباط با سیاستهای وی نپذیرفت و مشتر یان ثابت کردستانی استراتژی وی را قبول دارند و سالها است که با وی در تماس هستند.به گفته کردستانی کار در شرکت گوگل یکی از سختترین دورههای کاری وی بوده است و اکنون 90 فروشنده تحت مدیریت وی کار میکنند و با توجه به اینکه مقداری سهام این شرکت به وی تعلق دارد کردستانی تمام تلاش خود را در راه موفقیت گوگل به کار میگیرد.
مجله تایم در گزارشی درباره امید کردستانی مینویسد: اکثر افراد جهان با گوگل قویترین موتور جستجوگر جهان آشنا هستند. شما میتوانید با تایپ کردن یک کلمه به جهان ارتباطات وارد شوید.در حال حاضر این سایت روزانه 200 میلیون کاربر دارد و تنها یک سایت اینترنتی ساده نیست، آن سوی فعالیت گوگل یک تجارت جهانی جای گرفته است و با توجه به این نحوه تجارت سهام گوگل یکی از معتبرترین سهامهای وال استریت محسوب میشود.
مدیران گوگل سودمالی هنگفت خود را مدیون امید کردستانی هستند کسی که برای اولین بار پیشنهاد تبلیغ در این سایت را عنوان کرد و با تلاش وی گوگل به یکی از مهمترین سایتهای تبلیغات در جهان تبدیل شد و در 18 ماه اول حدود یکصد هزار تبلیغ تجاری در این سایت درج شد. گوگل تا پایان سال 2005 میلادی حدودیک میلیون دلار از طریق آگهیهای تجاری درآمد داشته است.تایم ادامه میدهد که قبل از ورود کردستانی به جمع مدیران گوگل این شرکت به سختی میتوانست درآمدی داشته باشد اما با مدیریت بینظیر کردستانی گوگل همچنان به روند صعودی خود ادامه خواهد داد.
امید کردستانی در اینباره میگوید: در گوگل ما بیشتر به کیفیت فکر میکنیم تا درآمد زیرا برای ما درآمد طولانی مدت مهم است نه اینکه فقط برای مدت زمان کوتاهی مشتری داشته باشیم.کارمندان شرکت کامپیوتری گوگل به کردستانی لقب پادشاه تبلیغات اینترنتی دادهاند و در میان صدها کارمند گوگل فقط امید کردستانی چهره جهانی دارد.
امید کردستانى بیش از 12 سال سابقه در سرمایه گذارى و مصرف تکنولوژى سطح بالا، به همراه نقش کلیدى در بخش پیشگام اینترنت شرکت Netscape Communications را داراست.
ایشان به عنوان معاون رییس فروش و توسعه تجارى در شرکت Netscape باعث شد تا این شرکت در یک سال 88 میلیون دلار و 200 میلیون دلار را در 18 ماه فقط از وب سایت خود حاصل نماید.
کردستانى به شرکت Netscape به عنوان مسیول فروشهاى OEM ملحق شد در حالى که ایشان مسیولیتهایى را در شرکتهایى مانند Citibank، AOL، Amazon، Intuit، Travelocity، Intel، @Home، eBay، و Ecite را داشت. پیش از Netscape نیز ایشان به عنوان مدیر تبلیغات و بازاریابى در شرکتهاى 3DO Company، Go Corporation و HP را داشت.
کردستانى یک مدرک MBA را نیز از دانشگاه Standford و لیسانس مهندسى خود را نیز از دانشگاه San Jose Stat دریافت کرده است
امید کردستانی، نایب رییس دپارتمان فروش و بازاریابی شرکت گوگل از سیاستهای این شرکت دفاع کرد و اعلام کرد که گوگل نگران فشارها و چالشهایی که از سوی مایکروسافت برمیخیزند، نیست.
این مدیر ارشد و ایرانی الاصل شرکت گوگل که در همایش وب 2 در شهر سانفرانسیسکو سخنرانی میکرد بر سختگیری و دقت مدیران ارشد گوگل و وسواس آنها در زمینه کیفیت عملکرد این سایت تاکید کرد و افزود: لری پیج، یک از مدیران ارشد گوگل که خود از مخترعین این موتور جستجو است، مرتبا کیفیت کار آن را از طریق کامپیوتر شخصی خود آزمایش می کند و مواردی همچون سرعت نمایش نتایج جستجو (پس از ارسال درخواست کاربر) و نیز میزان ارتباط نتایج جستجو با کلمات کلیدی درخواستی کاربر را بررسی میکند.
به گفته کردستانی، به رغم آنکه گوگل هماکنون محبوبترین و قدرتمندترین موتور جستجوی اینترنت است اما لری پیچ هیچگاه از عملکرد این موتور جستجو ابزار رضایت کامل نکرده و همواره بر بهبود مداوم کیفیت تمامی خدمات اینترنتی ارائه شده توسط این شرکت اصرار دارد.
کردستانی در خصوص رقابت گوگل با مایکروسافت خاطرنشان ساخت: اگرچه شرکت مایکروسافت به عنوان بزرگترین تولیدکننده نرمافزار در جهان همواره گوگل را یکی از جدیترین رقبای خود خوانده، اما مسئولان گوگل هیچگاه از بابت فشارهای مایکروسافت احساس نگرانی نکرده و تنها به رضایت کاربران و خدمت به آنها توجه میکنند.
کردستانی همچنین اعلام کرد به رغم آنکه گوگل در ماههای اخیر در زمینههایی به غیر از جستجوی اینترنتی وارد فعالیت شده، اما هیچگاه خواهان حذف و یا تضعیف شرکتهای کوچک فعال در آن زمینهها نبوده و مانع از گسترش نوآوریهای سایر شرکتهای کوچکتر نشدهاست.
یک روز پیش از سخنرانی امید کردستانی، مدیرعامل یاهو از سیاست های گوگل انتقاد کرده و تلویحا از بابت تلاش این شرکت برای تبدیل شدن به یک پورتال تمام عیار همچون یاهو اظهار ناخشنودی کرده بود.
"امید کردستانی" نایب رییس بخش فروش و بازاریابی و توسعه تجاری قدرتمندترین موتور جستجوی اینترنتی جهان، "گوگل"، از سختگیری و دقت عمل مدیران بلند پایه گوگل و وسواس بیش از حد آنها در زمینه کیفیت عملکرد این موتور جستجو خبر داد.
به گزارش سایت اینترنتی "پیسیورلد"، "کردستانی" در همایش "وب "۲/۰(Web 2.0)در شهر سانفرانسیسکوی آمریکا اظهار داشت که "لری پیج" موسس و یکی از بلندپایهترین مدیران فعلی "گوگل" مرتبا این موتور جستجو را در رایانه شخصی خود مورد آزمایش عملی قرار داده و مواردی نظیر سرعت فهرست کردن اطلاعات پس از درخواست جستجوی کاربر و همچنین میزان ارتباط نتایج جستجو با کلمات کلیدی درخواستی کاربر را بررسی میکند.
به گفته "کردستانی"، به رغم آنکه "گوگل" هماکنون محبوبترین و قدرتمندترین موتور جستجوی اینترنت است اما "پیچ" به عنوان بلندپایهترین مدیر "گوگل"، هیچگاه از عملکرد این موتور جستجو ابزار رضایت کامل نکرده و همواره بر بهبود مداوم کیفیت تمامی خدمات اینترنتی ارائه شده توسط این شرکت اصرار میورزد.
این کارشناس ایرانیالاصل شرکت "گوگل" افزود: درحالی که شرکت "مایکروسافت" به عنوان بزرگترین تولیدکننده نرمافزار در جهان همواره "گوگل" را یکی از جدیترین رقبای خود خوانده، اما مسئولان "گوگل" هیچگاه از بابت فشارهای مایکروسافت احساس نگرانی نکرده و تنها به رضایت کاربران و خدمت به آنها توجه میکنند.
"کردستانی" همچنین اعلام کرد به رغم آنکه "گوگل" در ماههای اخیر در زمینههایی به غیر از جستجوی اینترنتی وارد فعایت شده، اما هیچگاه خواهان حذف و یا تضعیف شرکتهای کوچک فعال در آن زمینهها نبوده و مانع از گسترش نوآوریهای سایر شرکتهای کوچکتر نشدهاست.
آخرین آمارهای جمعآوری شده توسط کارشناسان اینترنتی نشان میدهد هماکنون حدود ۴۵/۹درصد از تمامی موارد جستجوی اینترنت توسط موتور جستجوی "گوگل" انجام میگیرد.
"گوگل" هماکنون علاوه بر خدمات موتور جستجوی خود، خدمات پست الکترونیک "جیمیل" با بالاترین گنجایش صندوق پست الکترونیک در میان سایر خدمات ایمیل رایگان، خدمات مسنجر و تلفن اینترنتی "گوگل تاک"، خدمات رایگان وب لاگ، خدمات رایگان ارائه تصاویر و نقشههای ماهوارهای و بسیاری خدمات متنوع دیگر را ارائه میکرد.
کورد نیوز:
عکاسی که عکسش رمز مظلومیت و مانایی حلبچه و در هنر عکاسی تصویری جهانی شناخته شد برای شهادت در مورد آنچه از جنایات صدامیان بر کردان دیده به دادگاه جنایتکاران بعثی که بمباران شیمیایی حلبچه را آفریدند، می رود. او«رمضان اوزترک» از کردهای ترکیه است
عبدالله نوری می گوید ما باید انتخابات ایالتی داشته باشیم.انتخابات معناداری که فرد منتخب،اختیارات هم داشته باشد.در واقع مکانیزمی که در دنیا وجود دارد را پیاده کنیم.یعنی بحث های ملی همچنان ملی باشد.ولی موضوعات منطقه ای هم در همان منطقه پیگری شود.حالا کسی نمی گوید که موضوع ملی مانند دفاع ملی ویا سیاست خارجی و یا مباحث کلان سیاست مالی و پولی،منطقه ای باشد .می توان چند اصل را مشخص کرد تا در سطح ملی به آن رسیدگی شود واموری هم منطقه ای باقی بماند. .
قصرنیوز : شنیده ها از شهرستان جوانرود حاکیست که دلیل دستگیری آقای امید ولیزاده نویسنده و مدیر وبلاگ جوانرود نیوز بدین صورت بوده که وی چندی پیش با صدور اطلاعیه ای در وبلاگ خود با این مضمون ( به اطلاع کلیه همشهریان عزیز می رسانیم وبلاگ خبری جوانرود نیوز در نظر دارد در آینده ای نزدیک تعدادی از خدمات جناب آقای حاج سید فتح الله حسینی نماینده اورامانات را منتشر کند لذا از کلیه همشهریان عزیز تقاضا داریم هرگونه اطلاعاتی در باره خدمات جناب آقای حاج سید فتح الله حسینی در دسترس دارید آن را برای جوانرود نیوز بفرستید ) که تعدادی از کاربران سایت برخی مطالب واقعی اما بر ضد جناب نماینده را در قسمت نظرات وبلاگ ارائه نمودند که این امر موجب خشمگینی جناب نماینده و دستگیری آقای ولیزاده شدند
هادی محهمهدی
پۆستمۆدێرنیزم چییه؟ له چ دۆخێكی مێژوویی كۆمهڵایهتی دا سهریههڵداوه؟ هۆی چییه كه تا رادهیهكی زۆر پهرهیسهندووه؟
بێگومان بهشێك له نووسهران، خوێندكاران و رۆشنبیرانی كوردستان لایهنگری نووسهرانی پۆستمۆدێرن و ئهندێشهی پۆستمۆدێرنیستین، بهڵام ئهم رێبازه باش ناناسن یان به درووستی لێ تێنهگهیشتوون و نهیانتوانیوه پێوهندی فهلسهفی و ستراتژیكی كۆمهڵی كوردستان و بیری پۆستمۆدێرنیستی شرۆڤه بكهن.
كتێبی بنهماكانی پۆستمۆدێرنیزم، كه دۆخی مێژوویی سیاسی و كۆمهڵایهتی سهرههڵدان و پهرهسهندنی بیری پۆست مۆدێرن راڤه دهكاو ههروهها نادروستی ئهم رێبازه به فاكت و بهڵگهی زانستی دهسهلمێنێ، دهتوانێ بۆ خوێنهرانی كورد زۆر سودمهند بێت و ناوهرۆك و بنهماكانی ئهم ئهندێشهیه بهشێوهی كونكرێت و ههمهلایهنه بناسێنی.
گهڵاڵهی نووسینی ئهم كتێبه به رووداوێكی سهیر دهستی پێكرد:
بههاری 1996 گۆڤاری ئهمریكیSocial text كه له بواری تۆژینهوهی كولتوری دا رێز و پرستیژی فراوانی ههیه، وتارێكی بهناوی "بهزاندنی سنورهكان: بهرهو هێرمنوتێكێ كه گرانی كوانتۆمی دهگۆڕێ" بڵاوكردهوه. ئالێن سوكال، نووسهری وتارهكه، به هێنانهوهی
زۆرێك له وتهكانی بیرمهندانی بهناوبانگی فهرانسی و ئهمریكی، روانگهی خۆی سهلماندبوو. وتارهكه یهكێ له ڕهوته توندڕهوهكانی رێژهگهرایی مهعریفی بهڕۆشنی رادهگهیهنێ، یانی پاش گاڵته كردن بهم "برۆا" كۆنه كه "دنیایهكی دهرهكی ههیه كه تایبهتمهندییهكانی له ههر مرۆڤێك و لهڕاستیدا له تێكڕای مرۆڤهكان سهربهخۆیه"، لێبڕاوانه رادهگهیهنێ كه "فاكتی مادی، وهك فاكتی كۆمهڵایهتی، فاكتێكی زمانییه." وتارهكه، به چهند قهڵهمبازێكی سهرسوڕهێنهر بهسهر لۆژیكدا بهم ئاكامه دهگات كه "ژمارهی p له ئهندازه (هندسه)ی ئوقلیدۆس دا و ژمارهی G (بۆ گرانی زهمین) له تیۆری نیۆتۆن دا، كه پێشتر نهگۆڕ و جیهانداگر بوون، دهور و مێژوویان بهسهرچووه و ههر چاودێرێك سهنتهری خۆی ئهدۆڕێنێ، یانی لهههر چهشنه پێوهندییهكی مهعریفی لهگهڵ خاڵێكی شوێن- كاتی كه ئیتر تهنیا به ئهندازه پێناسه ناكرێت، جیا دهبێتهوه." پاشماوهی بابهتهكهش ههر شتی لهم چهشنهیه...
نهختێ دواتر، سوكال رایگهیاند كه وتارهكهی ئهو وتارێكی ههجوی بووه. مهبهستی سوكال ئهوه بوو كه به تهنز و تهشهر، نهریتی باوی بهكارهێنانی نادروستی زاراوه زانستییهكان، كه بهپێی فاكتی سروشتی، راستهوخۆ بۆچوونی كۆمهڵایهتی خۆیان دهسهلمێنن، لهقاو بدات. بهگشتی ئامانجی ئهو رهتكردنهوهی رێژهگهرایی پۆستمودێڕن بووــ رهوتێك كه ههقیقهت به كۆنتراكتی پهتی كۆمهڵایهتی دهزانێ.
تهنزی سوكال له ناوهنده روناكبیرییهكانی سهرتاسهری جیهان دا شهپولێك بانگ و
ههرای وهڕێخست.
سوكال مهبهستی خۆی له نووسینی وتارهكهی ئاوا راڤه دهكات:
"ماوهیهكه له دابهزینی پێوهره فكرییهكانی زانستی ئینسانی له ههندێ له زانكۆكانی ئهمریكادا دڵگرانم. بهڵام من فیزیكزانم و رهنگه ههڵهیهك له كاری مندایه كه ناتوانم له مانای Jouissance یان Differance تێبگهم. كهوابوو بۆ تاقیكردنهوهی پێوهره فكرییهكانی زاڵ، دهستم دایه ئهزموونێك تا بزانم ئایا گۆڤارێكی پێشهنگی توێژینهوهی كۆمهڵایهتی، كه كهسانێكی بهناوبانگی وهك فردریك جیمسون و ئهندرۆ راس ئهندامی دهستهی نووسهرانین، ئهگهر وتارێك كه ههڵگری ناوهرۆكی بێمانایه، بهڵام بهڕواڵهت دڵنشینه و پێشفهرزی ئایدیۆلۆژیكی بهڕێوهبهرانی ئهو گۆڤاره ستایش دهكا، چاپ دهكا یان نا؟"
سوكال، به وتهی خۆی، له یهكهم پهراگرافی "بهزاندنی سنوورهكان" دا گاڵته بهم بیره دوگمه دهكات كه "دنیایهكی دهرهكی ههیه كه تایبهتمهندییهكانی ئهو له ههر مرۆڤێك و لهڕاستیدا له ههموو مرۆڤهكان سهربهخۆیه" و، له پهراگرافی دووههمدا فاكتی فیزیكی به فاكتێكی كۆمهڵایهتی و زمانی دهزانێ. ئهگهر سوكال تیۆری فاكتی فیزیكی به فاكتێكی كۆمهڵایهتی، یان زمانی دهزانی، سروشتی بوو، بهڵام كاتێ كه خودی فاكت (واقعیهت) به فاكتێكی كۆمهڵایهتی و زمانی دهزانێ، خوێنهری ناپسپۆر، بهڵام وردبین، دهبێ له جدی بوونی وتارهكه دڕدۆنگ بێت. ئهڵبهت بهمجۆره ئهم وتاره چهند بابهتێك دهورووژێنێ كه بهڕواڵهت لهگهڵ ئهندێشهی ئدیتورهكانی ئهو گۆڤاره سازگاره. .
به ئاشكرابوونی وتارهكهی سوكال، ئدیتۆرهكانی گۆڤاری دهقی كۆمهڵایهتی دهست دهكهن به پاساودان، داكۆكیكردن و لێكدانهوهی روداوهكه و، مشتومڕێكی جدی لهنێوان رۆشنبیراندا ههڵدهگیرسێ. لهوانه ئهندرۆ راس، ئهندامی دهستهی نووسهرانی گۆڤارهكه، نووسی كه ئدیتۆرهكان پێیان وابوو كه ئاراستهی وتارهكه بهشێوهیهك بووه كه فیزیكی كوانتۆمی لهگهڵ فهلسهفهی پۆستمودێرن سازگاره. بهڵام سوكال چهند ههڵهیهكی بهئهنقهستی له وتارهكهی خۆیدا گونجاند تا لاوازی فكری و سیاسی گۆڤارهكه و بهڕێوهبهرانی ئاشكرا بكات. راس دواتر دهڵێت نهختێك نائاگایی زانستی و تۆزی كهمهۆشی لهگهڵ شوور و شهوقی زۆر بۆ دۆزینهوهی هاوپهیمانێكی فهرزی سیاسی یهكیان گرت و جۆرێك كوێری خێرایان بۆ ئێمه هێنا. ئایا ئهم لاوازییه نیشانهی لاوازی گهورهتر له بڕواكانی ئێمه دایه، یان له بزاڤێك دایه كه ئێمه بهشێك لهوین؟جهی روزێن له لێكدانهوهی كێشهكهی سوكال و روانگهی ئدیتۆرهكان دا بۆچوونێكی دروستی ههیه: ئهگهر ئدیتۆرهكان بیانگوتبا "ئهرێ ههڵهمان كردووه و پاشان بهوردی و به شهفافی ئهو شتهیان راڤه كردبا كه ببوه هۆی قهبووڵكردنی وتارهكه، دهیانتوانی به خوێنهر پیشان بدهن كه چهپی ئاكادمیكی ئهمهریكا سهبارهت به خۆی روانگهیهكی دروستی ههیه و كاتێ پرسی رهخنه گرتن له دام و دهزگاكان دێته ئاراوه بلیمهته. "دهقی كۆمهڵایهتی" بنكهیهكی چهپی ئاكادمیكه. دهبوو پاش ئهم رووداوه ههموو ئێسك و پرووسكی پهیكهری خۆی ههڵوهشێنێتهوه و سهرلهنوێ دایبڕێژێتهوه و بهمجۆره ههموو
ئهو پێوهرانهی له كاتی قهبووڵكردنی وتارهكهدا بهكاری هێنابوو، روون بكاتهوه و... دوایی له خۆی بپرسێ پێوهرهكانی ئێمه چین؟ كهوابوو دهكرێ ههڵوێستی ئهوان بهمجۆره باس بكهین:
1- لهو شتانهی كه بڵاویان دهكردهوه تێنهدهگهیشتن (برۆس رابینز ئهمه به"بێئاگایی له زانست"دا پێناسه دهكاو دانی پیادهنێ كه "له بابهتی فیزیكی نێو ئهو وتاره تینهدهگهیشت و بۆ ئهو وهك رێزمانی بزماری وابوو". ئهڵبهت ههموو كهس له ئاست زمانی ئاڵۆز و گاڵتهجاڕی بهئهنقهستی سوكال وهها حاڵهتێكی ههیه).
2- بۆ ئهوان ئهو بابهتانه كه چاپیان دهكرد هیچ بایهخێكی نهبوو (برۆس رابینز و ئهندرۆ راس له ڕاڤهكردنی بڕیارهكهی خۆیاندا نووسیان " له سهرهتاوه دهمانزانی له وتاری سوكال دا فێڵێك ههیه... روداوهكانی ئهو له وڵاتی پۆستمۆدێرندا بابهتی ئێمه نهبوو.")
3- بهڵام به چهندین هۆی سیاسی وتارهكهیان بڵاوكردهوه (رابینز له"شهوقی فراوان بۆ دۆزینهوهی هاوپهیمانێكی فهرزی سیاسی" قسهی كرد و نووسی "پێمان وابوو روانگهی وتارهكه بهم ئاراستهیهدا دهڕوا كه فیزیكی كوانتۆمی لهگهڵ فهلسهفهی پۆستمۆدێرن سازگاره". خاڵێك: ههر شتێ لهگهڵ روانگهی ئدیتۆرهكان "سازگار" بێت باشه. ئایا دهكرێ قسهكهی سوكال له مه شهفافتر بڵێین؟).
4- لهئاست نووسهری وتارهكه و روانگهی فریودهرانهی سازان (دیسان رابینز و راس دهنووسن"خۆ ههموو رۆژێك وتارێكی فهلسهفی چڕوپڕ له فیزیكزانێكی پسپۆر به دهسمان ناگات. ئێمهش كه نووسهری وتارهكه و بواری كارهكهی ئهومان نهدهناسی،
سهرئهنجام، پێمان وابوو ئهم وتاره ههوڵێكی جدی زانستڤانێكی پسپۆڕه كه تێدهكۆشێ له بوارهكهی خۆیدا دروستی فهلسهفهی پۆستمۆدێرن بسهلمێنێ." وهك دهبینین لهسهر "جدی" بوونی ههوڵی نووسهر جهختیان كردووه، نه لهسهر دروستی و شهفاف بوونی وتارهكه).
5- له ههوڵی خۆیان بۆ ساغكردنهوهی ئهو شتهی كه دهیانویست بڵاوی بكهنهوه چاوپۆشیان دهكرد، چونكه نووسهرێك كه لهئاست ئهودا سازان خۆڕاگری دهكرد. ئدیتۆرهكانیش زیاتر سازان. (رابینز و راس نووسیان "پاش ئهوهی كه به وتارهكه دڵخۆش بووین بهشێوهی ناڕهسمی داوامان له نووسهر كرد كه وتارهكهی خۆی كورت بكاتهوه. پێمان گوت 1) ههندێ له مهزنده فهلسهفییهكانی خۆی بسڕێتهوه و 2) پهراوێزهكانی خۆی كهمتر بكاتهوه. بهڵام سوكال ملی نهدهدا." ئیتر ئدیتورهكان تهسلیم بوون و وتارهكهیان بڵاوكردهوه.سوكال و برك مۆنت مهبهستی خۆیان له نووسینی ئهم كتێبه ئاوا راڤه دهكهن:"رۆشنه كه ئێمه ئهم كتێبهمان بۆ دهستنیشانكردنی چهند بهكارهێنانێكی نادروستی لێكجیاواز نهنووسیوه. ئێمه چهن ئامانجێكی گهورهترمان ههیه، نه ئهو ئامانجانهی كه به ئێمهوه دهیبهستنهوه. بابهتهكانی ئهم كتێبه بریتین له روونكردنهوه و نرخاندنی ئهفسوناویكردنی بابهتهكان، زمانی قورس و بهئهنقهست، ئهندێشهی ئاڵۆز و بهكارهێنانی نادروستی چهمكه زانستییهكان له فهلسهفه و زانستی ئینسانی دا. ئهو دهقانهی كه به نموونه دهیهێنینهوه (رهنگه مشتێك بێ له خهروار)، یان دوندی كێوی شهخته بێت، بهڵام دهبێ ئهم كێوی
شهختهیه وهك كۆمهڵێك بهكارهێنانی رۆشنبیرانه پێناسه بكهین، نه گرووپێكی كۆمهڵایهتی.
"بارودۆخێك كه ئهم كتێبهی ئێمه له فهرانسا لهگهڵی بهرهوڕوو بوو، لهگهڵ دۆخێ دنیای ئینگلیزی زمان تهواو جیاواز بوو. له كاتێكدا ئهو نوسهرانهی ئێمه رهخنهمان لێگرتبوون له سیستمی خوێندنی باڵای فهرانسادا زۆر برهویان ههیه و ههروهها له ڕاگهیاندن و لهنێو رۆشنبیراندا زۆر لایهنگریان ههیه. هاوكات له ئهمریكا ئهم كهسانه كهمینهیهكن،... ههم له ڕوانگهی خۆیانهوه ههم له ڕوانگهی دژبهرهكانیانهوه. بهڵام ئهم كتێبهی ئێمه له دژی توندڕهوی سیاسی نییه، له دژی سهرلێشێواوی فكرییه. ئامانجی ئێمه رهخنهگرتن له چهپ نییه، بهڵكوو داكۆكی كردنه له چهپ لهئاست بهشی سهرلێشێواوی چهپ دا. مایكل ئالبرت له وتارێك له گۆڤاری Zدا پوختهی ئهم بابهتهی هێناوه: "لهجیاتی دژایهتی لهئاست نایهكسانی و ستهمكاری، كه چهپگهرایانهیه، به ههڵه لهئاست ئهقڵ و زانست دژایهتی دهكهن، كه بێهوده و وڕێنهیه و،هیچ شتێكیواقعی، ستراتیژیك، ئینسانیوئهقڵانی لێناكهوێتهوه"."ئامانجی ئهم كتێبه یارمهتیدان به نرخاندنی "رۆحی سهردهم"ێكی بهڕاستی ئاڵۆزه كه ئهومان به"پۆستمودێرنیزم" ناودێر كردووه. بانگهشهی ئهوه ناكهین كه بهگشتی ههموو ئهندێشهی پۆستمودیرنمان لێكداوهتهوه، بهڵكوو دهمانهوێ سهرنجی خوێنهر بهرهو بابهتێك راكێشین كه لهئاست بابهتهكانی دیكه زۆر به كهمی ناسراوه- یانی بهكاربردنی نادروستی ئهو چهمك و زاراوانهی كه له فیزیك و ماتماتیك
وهرگیراون. جگه له مهش ویستومانه ههندێ
ئاڵۆزی فكری كه لهنێو دهقی پۆستمۆدیرنیستی دا دوپات بۆتهوه و لهگهڵ فهلسهفه و زانستی سروشتی پێوهندی ههیه، لێكبدهینهوه.ههندێ له نووسهرانی پۆستمۆدێرن ئهوهنده به دڵنیایهوه قسه دهكهن، كه له توانای زانستی ئهوان بهدهره: لاكان بانگهشهی ئهوه دهكات كه له"نوێترین دهسكهوتهكانی تۆپۆلۆژی بههره دهبات" یان لاتور دهپرسێ كه ئایا شتێكی به ئاینشتاین فێركردووه یان نا. ئهمانه، رهنگه به خهیاڵ پێیان وایه كه دهتوانن له پرستیژی زانستی سروشتی سوود وهرگرن تا رهنگ و رواڵهت و تۆكمهیی به گوتاری خۆیان ببهخشن. به راشكاویش لهوه دڵنیان كه هیچ كهس له بهكارهێنانی نادروستی چهمكه زانستییهكان له گوتاری ئهواندا تێناگات. هیچ كهس هاوار ناكات پاشا رووته.
ئامانجی ئێمه رێك ئهمهیه كه بڵێین پاتشا رووته (و ههر وهها شابانوش). بهڵام با روشن بڵێین كه دژایهتی فهلسهفه یان زانستی ئینسانی و كۆمهڵایهتی ناكهین، بهپێچهوانهوه وا ههست دهكهین كه ئهم بوارانه زۆر گرنگن و دهمانهوێ ئهو كهسانهی كه لهم بوارانهدا كار دهكهن (بهتایبهت خوێندكاران) له چهندین نمونهی ئاشكرای فێڵكردن لهم بوارانهدا وشیار بكهینهوه. بهتایبهت دهمانهوێ پێكهاتهی ناوبانگێك تێكبشكێنین كه ههندێ له دهقهكان بهدهستیان هێناوه و دژواری رواڵهتیان، وهك هێمای قووڵی و تۆكمهیی، وهرگرتووه. له زۆر شوێندا پیشانمان داوه كه ئهگهر دهقهكان ئاڵۆز دهردهكهون، هۆی ئهوهیهوه كه هیچ مانایهكیان نییه."
لهم كتێبهدا سوكال لهگهڵ ژان برك مونت،
فیزیكزانی بلژیكی، كۆمهڵێك دهق راڤه دهكهن تا پیشان بدهن كه ژاك لاكان، ژولیا
كریستڤا، لۆس ئایریگره، برونولاتۆر، ژان بودریار، ژیل دلوز، فلیكس گواتهری و پۆل ڤیریلیۆ به چ شێوهیهك له فیزیك و ماتماتیك سود وهردهگرن تا زمان و گوتاری خۆیان بهشێوهی قورس و رهمزاوی ئاراستهبكهن.
له كۆتایی دا پێویسته ئاماژه به خاڵێك بكهین: ئهگهر زمانی وهرگێڕانی ئهم بهرههمه قورس و ئاڵۆزه، بێگومان خهتای وهرگێڕ نییه و دهقی سهرچاوهكه چهند قات قورستره، ههروهها ئاڵۆز بوون یهكێ له تایبهتمهندییهكانی بیری پۆستمۆدێرنه.
ئهم كتێبه له دووتۆی 300 لاپهڕهدا و له لایهن مهكتهبی رێكخراوه دێموكراتییهكانهوه چاپكراوه.
ژێوار رهسوڵی
ئالمانیهکان دهگێرنهوه له رۆژگاری زۆر دور له ولاتهکهیان شارێک به نێوی شیڵدا ههبووه.که له بهر خهڵکی وشیارو زیرهک زۆر به نێوبانگ بووه.وشیاری و لێهاتویان تا رادهیهک بووه که له تهواوی جیهان بۆ وهرگرتنی پهن و ئامۆژگاری بۆ لایان هاتوون.شاوو وهزیری تهواوی وڵاتهکان ههولیان دهدا راوێژکارێکی شیڵدای له خزمهت بگرن.شیڵدایهکانی زاناو وشیار لهو ههمو هاتوچۆی خهلک وهرهزو ماندوو بون و فکریان کردهوه خۆیان له گهمژهی بدهن بۆ ئهوهی هاتوچۆی خهلک کهم بێتهوهو بتوانن ژیانی ئاسای خۆیان بکهن. شیڵدایهکان خۆیان له گهوجی و گهمژهیی دا و رۆلی خۆیان وا به باشی گێرا که بۆ ماوهیهکی زۆر کورت راهاتن به گهمژهی و ئیتر راهاتبوون و له راستی دا گهمژه ببون.ئینجا شاری شیلدای زانایان ببو به شاری نهزانان و گهمژهکان.
نموونهیهک له به سهر هاتی شاری شیڵدا .بهننایهک له بیری دهچێت که بیناکهی پهنجهرهشی دهوێت.کاتێک تهواو دهبێت تازه دهزانێت نێو خانوهکه تاریکه.خهلکی شار دوای فکر کردنهوهیهکی زۆر دێن به سهتڵ نورو رووناکی ده خانوهکه دهکهن! نموونهیهکی تریش چله گیایهک له سهر دیوارێک دهروێت خهڵکی شار بو ههلچنینی گیایهکه به گوریس مانگاویهک رادهکێشنه سهر دیوارهکه ههتا کو گیایهکه بخوات! بهڵام مانگاکه پێش گهیشتنه سهر دیوار خهفه
دهبێت و دهمریت.
چیرۆکی شاری شیڵدا بۆ یهکهم جار له سهدهی شانزده نوسراوه و له سهدهی بیستهم
ئێریش کۆنستێر وهک چیرۆکێک بۆ
مندالان چاپی دهکات.شیڵدایهکانی کۆنستێر چیرۆکی به نێو بانگی مندالانه که جگه له پێکهنینی مندالان، فێریان دهکات گهمژهکان بناسن.
بهشی کۆتایی چیرۆکهکه باس له نێو چوونی شاری شیڵدا دهکات.شیڵدایهکان له مهترسی پشیلهیهک که نازانن له نێو چ مالێک دایه تهواوی خانوهکانی شار دهسوتێنن و له کۆتایی دا کاتێک دهزانن هیچیان نهماوه ده تهواوی جیهان دا ئاواره دهبن.به گوێرهی چیرۆکی کۆنستێر ئهو گهوج و گهمژانهی ئێستا توشیان دێین پاش ماوهی خهلکی شاری شیڵدانه !جا پرسیار ئهوهیه چۆن دهتوانین بیانناسین؟ به واتایهکی تر تایبهتمهندیهکانی مرۆڤێکی گهمژه دهبیت چی بن؟ کۆنستێر ولامهکهی به گشتی بۆ پیرو گهنج دهداتهوه و دهلێت :مرۆڤی گهمژه لهو شتانهی که ههیهتی رازی نیه بهلام له کهسایهتی خۆی رازیه!! جا چاو له دهورو بهری خۆتان بکهن بهلام خۆشتان له بیر نهچیت؟!چیرۆکی شیڵدا نموونهیهک نیه که به جارێک تهواوی جیهان و تهنانهت ولاتێکیش بگریت.له تهواوی کۆمهلگاکان نهزانی و ڕوگرژی و ئاکاری خهراپ دهبینرێت و خۆ به زڵزانی و زۆر خوازی بهردهوام وه بهر چاودێت. ههمو کهم یان زۆر توشی خووڕافه هاتوون یان به واتهی ڕووناکبیری به گهمژهی مێژو وه نوساون. دهم ههوێت بلێم زۆر جاران تهنیا بڕیارێکی ههله کۆمهلێک به خۆی وه گهوج دهکات.له
ئاکام دا ههمویان سهرلێشێواو سهر سام و
پهشیمان له مێژو دا زهق دهبنهوه. دا زهق دهبنهوه.
گهلپهرهستی گهمژه
گهمژهی به گشتی ههر ههبووه. بهلام گهڵپهرهستی گهمژه نوێیه. گهڵپهرهستی گهورهو بێ چوارچێوه به ههمو گۆڤاره و راگهیاندنه پۆپۆلانه که به داخهوه ئێستا له کۆمهلگهی ئێمه دا خوێنهرو هۆگریان زۆره ئاسهواری ئێکجار زۆری لێ دهکهویتهوه. نهزانیهکان ڕووگرژیهکان و مهترسیهکان و...کاتێک سهر هالدهدهن له گهلی رهش و ڕووت له خۆیان بێگانه بن و ههندێک وه پێشیان بکهون و ئهوانی تریش ڕمهکی وه دوایان بکهون. لێرهدا گهل هێزی بێژیاری نامێنیت. ئهگهر پۆپۆلیسم وه جۆله بکهویت دهرفهت بۆ روون کردنهوه زۆر کهم دهبیت و زۆرجارانیش نامێنیت. جا به بێگومان بزوتنهوهی گهل به دژواری رادهوهستیت. گهل به بریارێک بهرهو گامژهی ناروات.بهلام ههمیشه بریارێکی بنهرهتی له کۆمهلێک بڕیاری بچوکتر دهکهویتهوه. ههر بۆیهش دهبیت له سهر بڕیاری بچوک وڕد بینهوهو بۆ رهخنهگرتن و شێ کردنهوهی بهردهوام بین. جا خراپترین فکر که رهنگه رێگا له روون کردنهوهکان بگریت ئهو تێرامانهیه که گهل راست دهکات! ڕووناکبیرێک ئهگهر خهڵک خۆشهویستی خۆی لێرهدا ببینێت به بێ گومان ناتوانێت قورسایهک له کۆلی ئهو خهلکه بکاتهوه.
ئێمه له ڕێگهی خۆرهوه هاتین
دهست به مهشخهڵی ژنوخهباتین.
سڵ مهكهرهوهو بهرهو پێش بڕۆ
باوهش بگرهوه بۆ تیشكی ئاسۆ
ئهی گوڵێ، ئهی ژنێ، هاوارێ
دهبا مێ، ههردهم ئازاد بێ!.
تۆ وێنهی پاكی، شكۆی وڵاتی
پهلكه ڕهنگینهی كهلی ئاواتی
پڕی له خۆزگهی بارانی بههار
پڕی له نهغمهی پاراوی ههوار
ئهی گوڵێ، ئهی ژنێ، هاوارێ
دهبا مێ، ههردهم ئازاد بێ.
ئێمه پهیامی ئاشتیو ئهوینین
له ئیستهماندا، دواڕۆژ ئهبینین
ئاڵای كوردستان وا له بهرگماندا
نێرگزی نهورۆز وا له ڕهنگماندا
ئهی گوڵێ، ئهی ژنێ، هاوارێ
دهبا مێ، ههردهم ئازادبێ
هوشنگ اسدی
کاش سياه بودم. سياه به رنگ شب. ساکن کلبه عمو تم. زنجيرها بر دست و پا. پاروزنان از تام تام قبيله به سوي آبهاي دور.
کاش سياه بودم. به خشونت مشت. فرياد مي زدم: آرزوئي دارم. روزي خواهد آمد که فرزندان ما با هر رنگ پوست، با هر مذهب و هرعقيده، دست در دست فرداي سرزمينم را خواهند ساخت.
کاش سياه بودم. سياه به رنگ تغيير. 40 سال از فريادم نگذشته، کاخ سفيد را در دست هاي سياهم مي گرفتم و به گشادگي افق لبخند مي زدم.
من سياه نيستم، اما درميهنم نه خانه دارم و نه گور.
من سياه نيستم، اما در ميهنم مرگ هر روز در خانه ام را مي زند، وقت و بيوقت. هر وقت که بخواهد.
من سياه نيستم، آقا ندارم. برده نيستم. اما سرنوشتم را آقا رقم مي زند و بيشتر نوکرهايش.
من سياه نيستم، در مزارع، پنبه نمي کارم. اما آفتاب صبحگاهان نيشابور را ازمن دريغ کرده اند.
من سياه نيستم. اما برادران سياهي دارم. يهودي نيستم. اما دوستان خوبي ازاين تبار دارم. همه شاعرند. ارمني نيستم من، اما شب هاي جواني همه در مهرباني درهاي باز کافه هاي ارمني گذشت. کسي بود که هرشب سرنوشت آرسن را که فداي ايران شد، با صداي بلند مي خواند:
- نازلي ستاره بود....
من سياه نيستم. نيستم. نيستم. اما از بردگانم. نگاه کنيد که ريسمان اسارت از سوراخ هاي کتفم گذرانده اند.
کاش سياه بودم. به رنگ شب. به رنگ طغيان. دستکم مي توانستم رويائي داشته باشيم رويائي دارم من که هرشب با بادهاي شمال مي آيد و
درآب هاي جنوب غرق مي شود: روزي خواهد آمد که فرزندان ميهنم درميهن غريبه نخواهند بود. آنان مثل آن روزها که مدرسه مي رفتيم و با يقه هاي سفيد سرود اي ايران، اي مرز پر گهر مي خوانديم، دست در دست هم ايران را خواهند ساخت. آنان با هررنگ پوست، با هر مذهب و عقيده...
من سياه نيستم، اما برده ام
من سياه نيستم و امروز در جشن جهاني رفتن يک سياه به کاخ سفيد، آرزويم را فرياد مي کنم.
قهرمان احمدی
بجنبید میغ
خروشید رعد
درخشید برقی به مانند تیر
عقاب دلیر
بیفتاد از آسمان به زیر )منوچهر شیبانی)
دانشگاه کوردستان دچار یک نوع بیماری است،بیماری که تاروپود آن را در هاله ای از کابوس اضمحلال ،فروکوفتگی برده است . وبه مانند یک لانه عنکبوت لرزان وسست گونه می نمایند.البته بیماری آن به مفهوم رایج آن نیست بلکه یک گرفتاری احمقانه است. گرفتاری که تمام دانشجویان را درآن مسخ کرده است وتبدیل به آدم های دست وپاسفید کرده است.گورستانی دسته جمعی که شاهکار خود را در خاموش بودن وسکوت مرگبار خود توجیه کرده است.واعجباه غافل از این که ذات گورستان سکوت وخاموشی است.سستی ورکود در میان دانشجویان وناتوانی آنها در انجام فعالیت های اجتماعی وگوشه گیری وبی خیالی وخوشباشی وتن آسایی برخی از دانشجو نمایان در رابطه با خیل عظیمی از مسائل حاد اجتماعی واقعا انسان را به تهوع وسرگییجه می اندازد. دلیل این انقباض ویخی شدن آنان نسبت به زندگی و به طور کلی مسائل اجتماعی در چه چیزی می تواند ریشه یابی شود
و این بیمار کابوس زده وپریشان احوال را باچه
چیزی می توان درمان کرد. شوربختانه باید در
کمال خجلت وسرشکستگی اعتراف کنیم که
دانشجویان ورودی جدید حتی حقوق و وظایف خود را نمی دانند. خیلی ها می خورند ومی خوابند و راه می روند با وجود این که نمی دانند ونمی خواهند بدانند که در کجای جهان ایستاده اند و فردا با کدامین بینش واستدلال فکری از خود در برابرآیندگان وکسانی که به بهتر شدن وضع آینده بشری خوشبین هستند از خود دفاع خواهند کرد آیا مسببین این فاجعه هولناک هیچ گناهی ندارند،آنان که میراث گذشتگان را با خمیازه کشیدن و خوابیدن نابهنگام به سیر قهقرای و حضیض ذلت و راه ترکستانی برده اند. آیا کسانی که رنج ها و مرارت ها وشب نخوابیدن ها و تاوان پس دادنها و هزینه های که در این راه پر صعب وسنگلاخ فعالیت ها دانشجویی که با شهامت اخلاقی وشهادت ایمانشان حتی از از پیمودن راه با پای برهنه ابا نکرده اند ، با کسانی برابرند که در فـکر عیاشی ، خوشگـذرانی ، مفت خوری و...بوده اند .
اگر قرار است آدمی بهشتی از یاوه وتن پروری وبی خیالی بسازد من جهنم واقعیت را ترجیع می دهم ویا اگر قرار است آدمی فقط اسباب رنج .....
ومرارت دیگران شود وحداکثر موجب تاسف وترحم افرادی شود که مانند دایی برایمان مهربانتر
از مادر شوند وگاه گاهی برایمان اشک تمساح بریزندو یا اگر وجود آدمی به دو قران پول سیاه نیرزد تبدیل به چیزی می شود که هم تشریف داردو هم گورش را گم کرده است،چنین افرادی به درد دشنام خوردن هم نمی خورند و عدمش بهتر از جنازه ی دست دوم بودنش خواهد بود.
باخفت وخواری که نمی شود زندگی کرد، خفت وخواری که مثل موریانه روح آدمی را در انزوا همیشگی می پوساند.
هدف نگارنده از نگاشتن این سطور شناختن راه ونیفتادن در چاه گمراهی وغرق نشدن در منجلاب فساد و مهجوریت از خود و جامعه و کشیدن خط بطلانی بر تمامی اندیشه های تو خالی و واهی بعضی از دانشجویان است.پس می طلبد که دانشجویان ورودی جدید از دانشجویان ما قبل و کسانی که وظیفه خطیر انسانی و بشریت خود را به درجه اکمال رسانده اندو در فعالیتهای سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی و شرکت در جلسات دانشجویی،کانون ها نشریات وانجمن ها باحضور بجا وبه موقع خود نمایشگر قدرت وصلابت دانشجو بوده اند وموجبات انبساط فکری و روحی خود را فراهم آورده اند و رعشه بر اندام تمام تاریک پرستان و گردانندگان تاریکخانه اشباح انداخته اند، الگو برداری نموده و جا پای بزرگان بگذارند.هر انسان امیدوار به تغییر سرنوشت خویشتن باید چنین باشد و برای هر انسان آگاه وبا بصیرت از نان شب هم واجب تر است که نسبت به جامعه و محیطی که در آن زندگی می کند آگاهانه گام بردارد وسختی های این راه با جان ودل بخرد،و به قول حافظ شیرازی شاعر منتقد و دگراندیش :
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
ساڵح سووزهنی
زۆر کهسان دهڵێن که؛ ئهدهب و بهگشتی هونهر حهتم به ئامانجێکهوه دێنه گهڕ و دهنوێنرێن.. ئهوهی بهدروشمی "من بۆ دڵی خۆم دهنووسم" هاتۆته مهیدان.. یان درۆ دهکا و یان له ههڵهدایه.. بۆ وهی وهمهیدان هاتن و بۆ دڵی خۆ نووسین یهک ناگرنهوه. ئهو کهسانه دهڵێن ئهدهبیات بۆ وهدهر خستنی جوانیهکانی ژیان و سروشت و دیاردهکانیهتی و به گشتی هاندهری مرۆڤه بۆ ئهشق و گهشه و گهیشتن به ئهوپهڕی چیژ و دیداری سهرهکجوانهکان..
ئهوان دهڵێن که هونهرمهند مافی ئهوهی نیه به ناڵان و کڕووزانهوهی خۆی لهبریئهوهی بهردهنگهکانی خۆی شاد بکا و ههستێکی چێژدهریان بداتێ ... بیانخاته ناو رهشبینی و دڵهڕاوکێ و ترس و وههم و ئازارهکانی رهوانییهوه و ...
ئهوان دهڵێن که ئهگهر ناتوانی ههنگوینی چیژ بدهیته ژیانی مرۆڤایهتی، لانی کهم نیشی کهژدومی لێ مهوهشێنه..تاد.
"و گلو ر ا شایستهتر آن که زیباترین نامها را بگوید.." "شاملوو"
زۆر کهسانی دیش دهڵێن که؛ هونهر بهگشتی نهک بهسهر منتیق و ئیستدلال و زانست.. و دروشم. بهڵکوو به سهر خهون و خهیاڵی ناسک و دهروونیاتهوه بهنده و خهون و فهنتازیاش به پێوهری مهنتیق ههڵسهنگاندن ههڵهیه و ئهوه بهس رووناکی و جوانی نیه که ژیانی مرۆڤایهتی داڵدهداوه، بهڵکوو ئێش و ئازار و نهگبهتی و نهداریی وترس له مهرگ و ماڵوێرانی و بهگشتی شهوهزهنگیش بهشێکی گهورهتره له ژیان و سروشت. ئهوانهش راستهوخۆ و ناڕاستهوخۆ له سهر خهون و دهروونیاتی هونهرمهند شوێن دادهنێن و دهبێ له هونهردا ئهوهند بههێز بنوێنرێتهوه که مرۆڤ ههوڵبدا بۆ سڕینهوهیان... ناکرێ له پرسهدا گۆرانی بڵێی.. لهشهوهزهنگدا جوانیش نابینری.. ههرچهند جوانیهکانیش بهشێک بن له ناوهرووکی ههمان رهشیی. باسکردن له جوانی روخساری جهنازهی منداڵانی بۆمبارانکراو چ ههستێکی شادی دهبهخشێ؟ مهگهر شهڕ و ئاوارهیی و ترس و ژان و مهرگ بهشێکی گرێنگی ژیان نیه؟ کاتی خۆی ههر بهم بۆنهوه رهزابهراههنی (شاعیر و رهخنهگری فارس) سوهراب سپێهری شاعیری به "بهچکه بوودای ئهشرافی" تاوانبارکرد.. بهراههنی دهیگوت له ههنێ سهرترهوه لای ئاوهکه پیاو سهردهبڕن .. کهچی سوهراب بهجوانی ئاوهکهدا ههڵدهدا و دهڵێ: "ئاوهکه لێڵ مهکهن!"
ئهم رهش یان سپی دیتنه بهڕای ئێوه ههمان موتڵهق روانین نیه؟ ههر دووکیان لهسهر ئهوه نین رهنگهکانی دیکهی ژیانی مرۆڤ و سروشت بسڕنهوه و هونهری یهکرهنگ و یهک دهنگ و یهک رهههند بخولقێنن؟
"اما نه خدا و نه شیطان
سرنوشت تۆرا بتی رقم زد که دیگرانش می پرستیدند"1
دووهۆکاری سهرهکی بۆ بهس رهش یان سپی دیتنی هونهرمهند دهوردهگێڕن؛
یهکهم ئهوهی که زێهنی من ی تاک لهگهڵ یان دژ به دۆخ یان رهنگێکی تایبهته (زێهنی سهربهخۆ لهبهرامبهر واقیعدا)
لێرهدا تاک خهڵک بهمێرووله دهزانێ و حهزدهکا جار بهجار ئاوبکاته نووستنگهکانیانهوه و نیما گوتهنی؛ "آب در خوابگه مورچگان ریختهام"
دووههم منی ئایدۆلۆژی ه که هونهرمهند بهرهو دروشمدان دهبا (واقیعی سهربهخۆ لهبهرامبهر زێهندا) و .... دهبێته قاتڵی باری ستاتیکیای بهرههمهکهی و...
لهم حاڵهتهشدا تاوانی رهشبوونی جیهان دهخرێته پاڵ جگهرهکێشانی جهماوهر و ئایدۆلۆژی به خۆی و فڵچهکهی دهستیهوه(ترۆتسکی ئاسا) ئهیههوێ ههموو جیهان سپی بکاتهوهو....
زۆر کهسی دیش دهڵێن؛ که چ جیاوازه ههموو شار رهش بێ یا سپێ؟ جگه ئهوهی روومهتی گهشی یار و ئاویی زهریا و ئاسمان و گوڵه رهنگاڵهکانی سروشتی تێدا خنکاوه؟
ئهوان دهڵێن:ئهگهر ژیان پڕبێ له ههزاران رهنگی تۆخ و کهمرهنگ و مامناوهند.. هونهر بۆ دهبێ به ههمان زێهنییهتهوه نهخولقێ؟ رهش به بێ سپی و بهپێچهوانهوه، نهک ههر بێمانایه بهڵکوو دهبێته بێرهنگی موتلهق که نه زێهن و نهعهین، نهخهون و نهزانستی تێدا شرۆڤه ناکرێ.
ههر له ئوستوورهکانهوه؛ ئهگهر زئۆسێک ههبووبێ، پرۆمتهیهکیش ههبووه
ونووس به بێ تایتانووس و ئاپۆلۆن بهبی دیۆنیزۆس نهبوونه و باران و مۆسیقا و دهریا و بیاوان و.. رهنگهکانی دیکهش خودای تایبهتی خۆیان ههبووه و پێکهوه زێهنییهتی ئوستوورهییان هێناوهته سهدهی ئاسن و ئینتێرنێت... کهوایه هونهر و ئهدهبیات (شێعرو چیرۆک) به زمانی نیشانه له ههموو رهنگهکان دهکۆلێتهوه و فۆرم و بابهتی ئهو رهنگانه لێک دهئاڵێنێ و رهنگ و بۆنی تریشیان لێ ساز دهکا...
زۆر کهسان دهڵێن که؛ ئهدهب و بهگشتی هونهر حهتم به ئامانجێکهوه دێنه گهڕ و دهنوێنرێن.. ئهوهی بهدروشمی "من بۆ دڵی خۆم دهنووسم" هاتۆته مهیدان.. یان درۆ دهکا و یان له ههڵهدایه.. بۆ وهی وهمهیدان هاتن و بۆ دڵی خۆ نووسین یهک ناگرنهوه. ئهو کهسانه دهڵێن ئهدهبیات بۆ وهدهر خستنی جوانیهکانی ژیان و سروشت و دیاردهکانیهتی و به گشتی هاندهری مرۆڤه بۆ ئهشق و گهشه و گهیشتن به ئهوپهڕی چیژ و دیداری سهرهکجوانهکان..
ئهوان دهڵێن که هونهرمهند مافی ئهوهی نیه به ناڵان و کڕووزانهوهی خۆی لهبریئهوهی بهردهنگهکانی خۆی شاد بکا و ههستێکی چێژدهریان بداتێ ... بیانخاته ناو رهشبینی و دڵهڕاوکێ و ترس و وههم و ئازارهکانی رهوانییهوه و ...
ئهوان دهڵێن که ئهگهر ناتوانی ههنگوینی چیژ بدهیته ژیانی مرۆڤایهتی، لانی کهم نیشی کهژدومی لێ مهوهشێنه..تاد.
"و گلو ر ا شایستهتر آن که زیباترین نامها را بگوید.." "شاملوو"
زۆر کهسانی دیش دهڵێن که؛ هونهر بهگشتی نهک بهسهر منتیق و ئیستدلال و زانست.. و دروشم. بهڵکوو به سهر خهون و خهیاڵی ناسک و دهروونیاتهوه بهنده و خهون و فهنتازیاش به پێوهری مهنتیق ههڵسهنگاندن ههڵهیه و ئهوه بهس رووناکی و جوانی نیه که ژیانی مرۆڤایهتی داڵدهداوه، بهڵکوو ئێش و ئازار و نهگبهتی و نهداریی وترس له مهرگ و ماڵوێرانی و بهگشتی شهوهزهنگیش بهشێکی گهورهتره له ژیان و سروشت. ئهوانهش راستهوخۆ و ناڕاستهوخۆ له سهر خهون و دهروونیاتی هونهرمهند شوێن دادهنێن و دهبێ له هونهردا ئهوهند بههێز بنوێنرێتهوه که مرۆڤ ههوڵبدا بۆ سڕینهوهیان... ناکرێ له پرسهدا گۆرانی بڵێی.. لهشهوهزهنگدا جوانیش نابینری.. ههرچهند جوانیهکانیش بهشێک بن له ناوهرووکی ههمان رهشیی. باسکردن له جوانی روخساری جهنازهی منداڵانی بۆمبارانکراو چ ههستێکی شادی دهبهخشێ؟ مهگهر شهڕ و ئاوارهیی و ترس و ژان و مهرگ بهشێکی گرێنگی ژیان نیه؟ کاتی خۆی ههر بهم بۆنهوه رهزابهراههنی (شاعیر و رهخنهگری فارس) سوهراب سپێهری شاعیری به "بهچکه بوودای ئهشرافی" تاوانبارکرد.. بهراههنی دهیگوت له ههنێ سهرترهوه لای ئاوهکه پیاو سهردهبڕن .. کهچی سوهراب بهجوانی ئاوهکهدا ههڵدهدا و دهڵێ: "ئاوهکه لێڵ مهکهن!"
ئهم رهش یان سپی دیتنه بهڕای ئێوه ههمان موتڵهق روانین نیه؟ ههر دووکیان لهسهر ئهوه نین رهنگهکانی دیکهی ژیانی مرۆڤ و سروشت بسڕنهوه و هونهری یهکرهنگ و یهک دهنگ و یهک رهههند بخولقێنن؟
"اما نه خدا و نه شیطان
سرنوشت تۆرا بتی رقم زد که دیگرانش می پرستیدند"1
دووهۆکاری سهرهکی بۆ بهس رهش یان سپی دیتنی هونهرمهند دهوردهگێڕن؛
یهکهم ئهوهی که زێهنی من ی تاک لهگهڵ یان دژ به دۆخ یان رهنگێکی تایبهته (زێهنی سهربهخۆ لهبهرامبهر واقیعدا)
لێرهدا تاک خهڵک بهمێرووله دهزانێ و حهزدهکا جار بهجار ئاوبکاته نووستنگهکانیانهوه و نیما گوتهنی؛ "آب در خوابگه مورچگان ریختهام"
دووههم منی ئایدۆلۆژی ه که هونهرمهند بهرهو دروشمدان دهبا (واقیعی سهربهخۆ لهبهرامبهر زێهندا) و .... دهبێته قاتڵی باری ستاتیکیای بهرههمهکهی و...
لهم حاڵهتهشدا تاوانی رهشبوونی جیهان دهخرێته پاڵ جگهرهکێشانی جهماوهر و ئایدۆلۆژی به خۆی و فڵچهکهی دهستیهوه(ترۆتسکی ئاسا) ئهیههوێ ههموو جیهان سپی بکاتهوهو....
زۆر کهسی دیش دهڵێن؛ که چ جیاوازه ههموو شار رهش بێ یا سپێ؟ جگه ئهوهی روومهتی گهشی یار و ئاویی زهریا و ئاسمان و گوڵه رهنگاڵهکانی سروشتی تێدا خنکاوه؟
ئهوان دهڵێن:ئهگهر ژیان پڕبێ له ههزاران رهنگی تۆخ و کهمرهنگ و مامناوهند.. هونهر بۆ دهبێ به ههمان زێهنییهتهوه نهخولقێ؟ رهش به بێ سپی و بهپێچهوانهوه، نهک ههر بێمانایه بهڵکوو دهبێته بێرهنگی موتلهق که نه زێهن و نهعهین، نهخهون و نهزانستی تێدا شرۆڤه ناکرێ.
ههر له ئوستوورهکانهوه؛ ئهگهر زئۆسێک ههبووبێ، پرۆمتهیهکیش ههبووه
ونووس به بێ تایتانووس و ئاپۆلۆن بهبی دیۆنیزۆس نهبوونه و باران و مۆسیقا و دهریا و بیاوان و.. رهنگهکانی دیکهش خودای تایبهتی خۆیان ههبووه و پێکهوه زێهنییهتی ئوستوورهییان هێناوهته سهدهی ئاسن و ئینتێرنێت... کهوایه هونهر و ئهدهبیات (شێعرو چیرۆک) به زمانی نیشانه له ههموو رهنگهکان دهکۆلێتهوه و فۆرم و بابهتی ئهو رهنگانه لێک دهئاڵێنێ و رهنگ و بۆنی تریشیان لێ ساز دهکا...
ئهم رهش یان سپی دیتنه بهڕای ئێوه ههمان موتڵهق روانین نیه؟ ههر دووکیان لهسهر ئهوه نین رهنگهکانی دیکهی ژیانی مرۆڤ و سروشت بسڕنهوه و هونهری یهکرهنگ و یهک دهنگ و یهک رهههند بخولقێنن؟
دووهۆکاری سهرهکی بۆ بهس رهش یان سپی دیتنی هونهرمهند دهوردهگێڕن؛
یهکهم ئهوهی که زێهنی من ی تاک لهگهڵ یان دژ به دۆخ یان رهنگێکی تایبهته (زێهنی سهربهخۆ لهبهرامبهر واقیعدا)
لێرهدا تاک خهڵک بهمێرووله دهزانێ و حهزدهکا جار بهجار ئاوبکاته نووستنگهکانیانهوه و نیما گوتهنی؛ "آب در خوابگه مورچگان ریختهام"
دووههم منی ئایدۆلۆژی ه که هونهرمهند بهرهو دروشمدان دهبا (واقیعی سهربهخۆ لهبهرامبهر زێهندا) و .... دهبێته قاتڵی باری ستاتیکیای بهرههمهکهی و...
لهم حاڵهتهشدا تاوانی رهشبوونی جیهان دهخرێته پاڵ جگهرهکێشانی جهماوهر و ئایدۆلۆژی به خۆی و فڵچهکهی دهستیهوه(ترۆتسکی ئاسا) ئهیههوێ ههموو جیهان سپی بکاتهوهو....
زۆر کهسی دیش دهڵێن؛ که چ جیاوازه ههموو شار رهش بێ یا سپێ؟ جگه ئهوهی روومهتی گهشی یار و ئاویی زهریا و ئاسمان و گوڵه رهنگاڵهکانی سروشتی تێدا خنکاوه؟
ئهوان دهڵێن:ئهگهر ژیان پڕبێ له ههزاران رهنگی تۆخ و کهمرهنگ و مامناوهند.. هونهر بۆ دهبێ به ههمان زێهنییهتهوه نهخولقێ؟ رهش به بێ سپی و بهپێچهوانهوه، نهک ههر بێمانایه بهڵکوو دهبێته بێرهنگی موتلهق که نه زێهن و نهعهین، نهخهون و نهزانستی تێدا شرۆڤه ناکرێ.
ههر له ئوستوورهکانهوه؛ ئهگهر زئۆسێک ههبووبێ، پرۆمتهیهکیش ههبووه
ونووس به بێ تایتانووس و ئاپۆلۆن بهبی دیۆنیزۆس نهبوونه و باران و مۆسیقا و دهریا و بیاوان و.. رهنگهکانی دیکهش خودای تایبهتی خۆیان ههبووه و پێکهوه زێهنییهتی ئوستوورهییان هێناوهته سهدهی ئاسن و ئینتێرنێت... کهوایه هونهر و ئهدهبیات (شێعرو چیرۆک) به زمانی نیشانه له ههموو رهنگهکان دهکۆلێتهوه و فۆرم و بابهتی ئهو رهنگانه لێک دهئاڵێنێ و رهنگ و بۆنی تریشیان لێ ساز دهکا...
-2-
" شار به دووکهڵی جگهرهی گهورهکان رهش ههڵگهراوه" ئهمه دهسپێکی چیرۆکی "گهڕانهوهی گهوره"نووسینی بهڕێز "مستهفا زاهیدی"یه. رهشی شار "ههمووکهسی به خۆ و ههموو کهس نامۆ کردوه، گومبوونێک که دهمانباتهوه ههمان ئێوارهی چوارشهممه که ههموومان تێکڕا و به یهکدهنگ نفرهتمان له ههموو رهنگهکان کرد جگه له....."
خهلیل کهسایهتی سهرهکی چیرۆکهکه عهڤداڵی ئهو یۆتۆپیایه که "بیباتهوه سهر رهنگی سپی و جریوهی باڵنده و روخساری سوور و سپی کچهکهی جیرانیان... ئهو ماوهیهک ون بووه و ناوی لهسهرزاران نهماوه و خهڵک وای بۆدهچن خۆی کوشتبێ، یان له ناو گرووپێکی نهیاردا فهرماندهیی چهند کهسی بهدهست بێ.. ئهنجام خهلیل دیتهوه ناوشار و بهشێوهیهکی ئهفسانهیی(!!) خهلک لهخۆی خڕدهکاتهوه و بهر دهبێته سپیکردنهوهی دیوارهکانی شار؛
" تهنیا من دهرک بهم رهشییه دهکهم یان..؟ کهس متهقی لێوه نههات."
ئهو خهریکه دیوارێک سپی بکاتهوه که کاتی خۆی ئهوهند سپی بوو که " ههموویان به شیاوترین شوێنیان دهبینی بۆ ئهوهی دروشمهکانی خۆیانی لهسهر بنووسن.. ئهو دیواره ههمان دیواره که ههموودهم لهسهری دیاننووسی بژی سپێتی.. سپێتی نووری چاومانه."
وه ئهنجام دوای ئهوهی خهبات دژی رهشێتی سهردهکهوێ رهش ههڵگهرانی گهوره بهردهوامه و بازنهی چیرۆکهکهش بهردهوامتر... و ئهوهی دهمێنێتهوه وهک پول ریکۆر دهڵێ: نووسینه دژ به فهرامۆشی؛
"ئهم گیڕانهوه گواستنهوهی ئهزموونهکانی نهوهیهکه بۆ نهوهی تازه. ئهو نهوه تازهیهی که ههم له خهبات دژی رهشێتی بێئاگایه و ههم لهو دروشمه گهورانهی کهدهماندا و ههم له چۆنیهتی ئهو رهشههڵگهڕانه گهورهیهی دوای سهرکهوتنی خهبات دژ به رهشێتی."
له کۆتایی چیرۆکهکهدایه که خوینهری چالاک لهخۆی دهپرسی تۆ بڵێی دیوارهکانی شار بههۆی نووسینی ههمان دروشمگهلی بژی و بمرێ له سهر دیواره ههره سپی و جوانهکانمان رهشههڵنهگهرابێتن؟ تۆبڵێی "موعتاد"بوونی گهورهکانمان به جگهره هێمایهک نهبێ بۆ راهاتنمان به دروشمگهل رهش یان سپی؟
+++++ = +++++
"بهڵام نه خوا و نه شهیتان/ چارهنووسی تۆ بتێک دیاریی کرد/ که دیتران دهیانپهرهست" شاملوو*
...................................
*"اما نه خدا و نه شیطان
سرنوشت تۆرا بتی رقم زد که دیگرانش می پرستیدند"
در روز دوشنبه ۱۹اسفند ۱۳۸۷ اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کوردستان با اکثریت آرا تصمیم به عزل آقای امید عزیزیان دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کوردستان گرفتند دلایل اعضا برای این تصمیم مشکلات زیادی بود که برای اعضا به وجود آورده و همچنین تصمیم گیرهای خود سرانه بدون مشورت ایشان با شورای مرکزی بود ،که صورت جلسه آن به هیات نظارت بر فعایت تشکلهای دانشجویی دانشگاه کوردستان تحویل داده شد.در مورخ 18 فروردین 88 هیئت نظارت دراقدامی ناباورانه رای به ابقای امید عزیزیان در سمت دبیری انجمن را صادر نمود. متن کامل رای صادره هیئت نظارت به شرح زیر می باشد :
به علت عدم رعایت ضوابط مندرج در اساسنامه انجمن اسلامی و آیین نامه تشکلها در استیضاح و انتخاب دبیر انجمن ، همچنان دبیرفعلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آقای امید عزیزیان خواهد بودو برابر مقررات می تواند به فعایت خود ادامه دهد.
...و سرزمين من ومیهن من در ميان مه عظيمي گمش كرده اند بي آنكه جايي از كره جغرافيايي،انگشتي آن را نشانه كند كه«اين كردستان»است.سرزمين من محدوده مرزهايي است كه سيمهاي خاردار شناسنامه اش شده اند سرزميني كه بر هيچ دوربيني لبخند نزده است .سرزمين كردهاي بي كردستان...
آه...مگر كردستان من چه كرده است كه امتداد نامش از رنج به رنج به گستره اي از زخمهايي مي رسد كه زخمي ترين زخمهايند،كه دامنه اش بمبستاني از آخرين اختراعات زرادخانه هاست ،كه در مزرعه هايش هزاران مين چشم براه تيغه هاي داس كشاورزيست كه نان از خدا خواسته
مگر كردستان من چه كرده است كه خانه خانه اش چشم براه كسي است كه هرگز نمي آيد كه ديوار ديوارش شناسنامه اي از كساني است كه هرگز نيامدند و قاب شدند و آب شدند كه اتاق اتاقش خاطره اي از بمب و موشك و خمپاره دارد كه خشت خشتش بر زير پوتينهايي كه مشكوك بوده اند ترك برداشته است كه روستا به روستايش انفال را براي آبروي تاريخ آفريده اند كه شهر به شهرش هلبچه شدند و سرزمين به سرزمينش كردستان كه وطن به وطنش...
مگر كردستان من چه كرده است كه تنبور به تنبورش از صداي گلوله هايي از چهار طرف نامعلوم»چمر»نواختند و «وي»كردند كه سنتور به سنتورش از هجوم تركشهايي از چهار طرف معلوم مرثيه سرودند كه دهل به دهلش گريستند و تنبك به تنبكش بر سر زدند و «چوپي» هايش بر زخمهايي بسته شدند تا خون را بند آورد
مگر كردستان من چه كرده است كه بر تپه تپه اش ميني روييده است تا بر پاهاي كوچك كودكي چوپان بوسه بزند يا گامهاي زمخت مرد كشاورزي را گاز بگيرد يا دست نوازش بر سر دختركي بكشد كه از سر چشمه آب مي آورد كه بر دشت به دشتش بمبهاي خوشه اي خوشه كرده اند تا روزي آلومينيومهايش بهانه اي براي تركيدن بر دستهاي«سوران»و«هيوا» باشد تا بسوزاند و كور كند،كه درخت به درختش شيميايي شدند تا در فستيوال گاز سوز كردن تمام ماشينها،درختان هم گاز دار شوند تا آدمها را بسوزاند و آنگاه هلبچه يعني«شهري براي شرمندگي انسانها»
مگر كردستان من چه كرده است كه دختران تازه عروسش بر لچكهاي عروسيشان بسته مي شوند و گروگان تا حجلهي مردانشان را در كوههاي بومي سرزمينشان بر بومي نبودگان نشان دهند و نشان نمي دهند و همراه«كورپه»هاي چند روزه شان مهمان گورهاي دسته جمعي مي شوند كه مادران «سروين»پريشانش روله رو كنان فرزندان مردهشان را در حياط خانه چال مي كنند تا گريه كنند بر گورهايي كه همين نزديكيست كه پدران«چوخورانه»پوشش بازارهاي شهر را تا خياطي هميشه شلوغ طي كنند تا پيراهني از آه و سياه سفارش دهند كه كودكان كوچه هاي بازيش در اسارت شهوت ناكردستانان ثابت كنند كه«لاك پشتها هم پرواز مي كنند» و در پروازشان«آوازهاي سرزمين مادري»شان را بلند بلند گريه مي كنند.
رضا جمشیدی
ا
بیست ونهم ماه مارس، انتخابات شهرداریهادرسراسر ترکیه برای انتخاب شهرداران، شورای شهرداری، شورای استانداری و مختار محله با مشارکت نوزده حزب سیاسی و برخی کاندیدای مستقل انجام پذیرفت.انتخابات مذکوردارای اهمیتی خاص وکارشناسان مسائل ترکیه ازجهات مختلف به بررسی نتایج نسبتا" قطعی آن پرداختند. دراین انتخابات رقابت اصلی میان حزب حاکم عدالت وتوسعه به رهبری رجب طیب اردوغان وحزب جمهوری خلق به رهبری دنیز بایکال درغرب کشور ترکیه و درشرق کشور نیزرقابت اصلی میان حزب عدالت وتوسعه با حزب جامعه دموکراتیک نمایندهکردهابود. حزب اسلامگرای عدالت وتوسعه درمناطق مرکزی وصنعتی، حزب جمهوری خواه خلق در مناطق توریستی وحزب جامعهدموکراتیک درمناطق کردنشین بیشترین آرا رابهدست اوردند. ناگفته نماند که حزب حرکت ملی به رهبری دولت باخچهلی نیز در مناطق پراکنده بهترازگذشته خودرانشان دادهاند. حزب عدالت وتوسعه که دردودوره گذشته یکهتاز میدان سیاسی ترکیه بوده دراین انتخابات با ریزش آراء هشت درصدی نسبت به دورهقبل روبروبوده وآگاهان علت ریزش آرای آن حزب را تاثیرات بحران اقتصادی جهانی براقتصاد ترکیه، سیاستهای تندروانه وخشونت آمیز اقای اردوغان درقبال کردها، بازگشت حزب سعادت به عرصه مبارزه و نرمش حزب جمهوری خواه خلق درمقابل اسلامگرایان عنواننمودهاند.
کشور ترکیه با جمعیتی در حدود 73 میلیون و با ترکیب 60% روستایی و 40% شهری یکی از کشورهای مهم منطقه می باشد که با اقتصاد بدون نفت و توسعه یافته و باسیستم توزیع مناسب به یکی ازکشورهای صنعتی تبدیل شده والگوی مناسبی برای جامعهجهانی درآمدهاست. دولتمردان کشور ترکیه نیزبهخوبی دریافته اندکهتنهاراه پیشرفت کشورشان، اداره آن بهشیوه عدم تمرکز وکمونی همانند اروپاست، اما ترس ونگرانی از تجزیه کشور مانع اتخاد همچونرویکردیاست.
لازم به ذکر است بعداز ماجرای یازدهم سپتامبر و نگرانی جامعه جهانی از رشد اسلامگرایی افراطی، سه مدل اسلام افریقایی ( الجزایر وتونس ) در فرانسه، اسلام هندی در بریتانیا و اسلام ترکی درآلمان درمقابل اسلامگرایی افراطی برای غربیها اهمیت یافته ودراین میان به دلیل همسایگی ترکیه با اروپا اهمیت اسلام ترکی برای غربیها بیشترازهمه حائز اهمیت است وبههمین دلیل ترکیه بهاعتبار خاصی درجامعه جهانی دست یافته و نمونه بارز آن انتخاب آن کشور درشورای امنیت سازمان ملل متحد است .درضمن نقش چهره ثروتمند که بازوی فعالیتهای اجتماعی حزب عدالت وتوسعه محسوب می شود در ترویج اسلامگرایی معتدل ابعاد گستردهای یافته واگرچه تاچندسال قبل حوزه فعالیتهای آقای گولون تنها داخل ترکیه بوده اینک عرصه فعالیتهای ایشان به کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و کشورهای همجوار ترکیه رسیدهاست انتخابات شهرداریها وفعالیت آنان
درترکیه میزان قابلیت و کارایی احزاب رانشان میدهد و درعین حال نتیجه انتخابات فعلی سنجش خوبی برای انتخابات پارلمانی سال 2011 می باشد. گرچه حزب عدالت وتوسعه باکگراوند اسلامی دارد اما درواقع موفقیت آن حزب درسالهای اخیر نتیجه اصلاحات اداری واقتصادی درطول زمامداری خود و وپایگاه سیاسی آقای اردوغان نیز بهنگام تصدی مقام شهرداری شهر استانبول درسال 1994 برمی گرددکهخارج از خدمات ارزندهای که برای آن شهر انجام داد توانست به فساد اداری ورشوهخواری موجوددر شهرداری شهر استانبول شهردار سابق آقای نورالدین سوزون پایان دهد که مردم ترکیه از سوءمدیریت شهرداران سابق به ستوهآمده بودند اردوغان دراین زمینه کارنامه درخشانی از خود به جای گذاشت و زمینه قدرت گیری خودرادرقالب حزب اسلامی عدالت وتوسعه فراهم ساخت.
نتایج انتخابات در کردستان وشرق ترکیه
انتخابات درکردستان با شوروهیجان کم نظیری همراه بود ونتیجه انتخابات شادیها را دوچندان نمود چراکه اگر انتخابات برای ترکها وبه قول آقای اردوغان رای به هویت بود، برای کردها رای به اراده ملی بود. عزم ملی کردها دراین انتخابات ترس وناامیدی دهها ساله مردم کرد ازمقامات امنیتی ترک را که باشدت درجریان انتخابات برآرای مردم نظارت واعمال نفوذ می کردند، فروریخت ودستاورد کردها دراین انتخابات هرچند ناکافی اما موقعیت حزب جامعه دموکراتیک را مستحکمتر نموده که درواقع نتایج بهدست آمدهبا تلاشهای خستگی ناپذیر رهبران حزب جامعه دموکراتیک و هزینه فراوانی که درچند دهه اخیر کردها متحمل نمودهاند بهدست آمدهاست و دراین راه صدها نفرازفعالان سیاسی و روشنفکران کرد توسط دستگاه مخوف موسوم به ارگنهکون ترورگشتهاند و یادرزندانهای رژیم ترکیه به سر بردهومی برند.
آقای رجب طیب اردوغان که درچند سال گذشته سیاستهای متناقضی را درقبال کردها پیش گرفتهبود زمینه شکست نسبی خودرافراهم آورد ودرنتیجه متقبل شکست چشمگیری درمقابل حزب جامعه دموکراتیک گردید. آقای اردوغان بطورعلنی درتلویزیون زنان وکودکان درکردستان راتهدید بهقتل نمود و همین کار ایشان موجی از نفرت راعلیه خودبرانگیخت وحتی دراعتراض به سیاستهای خصمانه آقای اردوغان درقبال کردها، معاون حزبش که کرد وشخصیتی متنفذی درحزب بود استعفا نمود. واما ازسوی دیگر آقای اردوغان باراهاندازی شبکه تلویزیونی بهزبان کردی درصدد بهدست آوردن اعتماد کردها بود که بهقول خانم لیلا زاناراهاندازی یک شبکه تلویزیونی پرداخت تنها سود ناشی از بدهیهای حکومت به کردهاست.
آقای رجب طیب اردوغان درمراحل نهایی شمارش آرا دریک کنفرانس خبری ازنتایج انتخابات اعلام نارضایتی نمود ودرپاسخ به سوال یکی ازخبرنگاران درمورد شکست حزبش درشرق ترکیه اظهار داشتند که علیرغم تمام خدماتی که برای کردها انجام دادیم اماکردها به شناسنامه خود رای دادند. ایشان قبلا باقاطعیت گفته بود که شهرهای مهم کردستان همچون دیاربکر ودرسیم را تصاحب می کند، اما برخلاف ادعای خودبسیاری از شهرهای دیگررانیزکه دردوره قبل بهدست آوردهبود ازدست داد.
نکته مهمی که شایان توجهاست تعداد شهرداران انتخابی زن ازلیست حزب جامعه دموکراتیک کردهاست. درلیست آنان سیزده زن بعنوان شهردار انتخاب گردیده، درحالیکه حزب عدالت وتوسعه درکل ترکیه تنها یک شهردار زن و حزب جمهوری خلق نیز یک شهردار زن را کاندید نمودهاند.
درخاتمهگرچه انتخابات شهرداریها پیروزی بزرگی برای حزب جامعه دموکراتیک محسوب می شود اما هنوز کردها راهدرازی درپیش دارند تا بتوانند مناطق مهم کردستان همچون استانهای سیواس، بینگول، ملاطیه، ماراش، غازی عنتاب، ارزنجان، کیلیس، آدیامان، الازیک، قارص وارزروم رابهدست آورند.
کوتاه سخن اینکه می شود طرفداران راستین آزادی درایران به طور کلی ودرکردستان ایران بویژه ازتجارب مبارزات و فعالیتهای سیاسی مدنی کردها درترکیه ـ که باتلاشهای خستگی ناپذیر و درمخاطره قراردادن هستی خود به خاطر تحقق دموکراسی گام نهاده ـ درس گرفته و بهفکرجامعه مرده ایران افتند و تظاهر به فعالیت سیاسی و مدنی را به تعهد در فعالیت سیاسی و مدنی تبدیل نمایند.
هادی صوفی زاده
ژیوار رهسوڵی
نزیكهی 48ملیۆن دهنگدهر لهتوركیا بهمهبهستی ههڵبژاردنی ئهنجوومهنی شارهوانییهكانی بۆ پركردنهوهی 90ههزار كورسی رویان لهسندوقی دهنگدان لهتهواوی شارو شارۆچكهكانی توركیا كرد. چواردهیهمین ههڵبژاردنی ئهنجوومهنی شارهوانییهكانی توركیا له كهش و ههوایهكی تایبهت بهرێوهچوو.
دۆسێهیكێشهی كورد لهتوركیا لهمێژساله بهههڵپهسێراویماوهتهوهوپارتی كرێكارانی كوردستان(PKK) وهك تهنیا ئۆپۆزسیۆنی چهكدار دژ بهحكومهتی توركیا ناسراوهو ههرجارێ پێناسهیهكینوێیلهلایهن كۆمهڵگهینێودهوڵهتیلێدهكرێتو ئهزموونی ههرێمی كوردستانیش بهش بهحالی خۆی زهرهرمهندی ئهم سیاسهتهی پهكهكه بووهو دهبێت پارتی كرێكارانی كوردستان (پهكهكه) لهگهڵ ههلومهرجه تایبهتهكان ههڵویستهكانی بگۆڕێت و بهرژهوهندییهباڵاكان فیدای دهستكهوته كاتییهكان نهكات. بزوتنهوهی كوردی لهكوردستانی باكوور بهپێچهوانهی بزوتنهوه كوردستانییهكانی دیكه بههۆی ههندێك تایبهتمهندیی جوغرافی و سیاسی تایبهت لهوڵاتی توركیا ئیمكانی بهرۆژكردنی شێوازی خهبات و لهههمانكاتدا كاریگهری بوونی زۆرهو دهكرێت بهپێی ههلومهرج كارت و شێوازی خهبات بۆ دهستهبهركردنی مافهكانی گهلی كورد له ههلومهرجێكی ئاشتیانهو دیمۆكراسییانه لهتوركیا بگۆردرێت.
ههڵبژاردنی ئهنجوومهنی شارهوانییهكانی توركیا بزوتنهوهیهكی مودێرن و بهشێكی سهرهكی و گرنگی خهباتی مهدهنی بوو كه دهستكهوته درێژخایهن و كورتخایهنهكانی یهكجار زۆربوو. سهركهوتنی(DTP) لهناوچهكوردنشینهكان توركیا راستهوخۆ بهرلهوهی كوردستانی بوونی ئهو شارانه بسهڵمێنێت گۆڕانی شێوازی بزوتنهوهی كوردهكانی باكوور بوو، بۆئهوهی بهزمانی دیموكراسی دوور لهههر چهشنه توندوتیژییهك به حكومهتی توركیا بڵێت، دیاربهكرو ههكاری و وان و سێرت و شێرناخ و مێرسین و ئورفا و ئهو 42 شارۆچكهی دیكهی كه DTP دهنگی یهكهمی تێدا هێناوهتهوه ههموویان كوردینهوههرخۆشمانتوانای بهرێوهبردنی ئهم شارانهمان ههیه. ئهم ههنگاوهی كوردهكانی باكور و پارتی ئهحمهد تورك گۆڕانێكی پۆزتیڤی خهباتی چهكداری بهرهو خهباتێكی دیمۆكراسییانهو مهدهنی بوو كه زۆرتر دهتوانێت بێ شێواندن و گومان دروستكردن له بزوتنهوی كوردی ئامانجهكانی بپێكێت.
جگهلهسهڵماندنیكوردیبوونی ئهمشارانهی DTPدهنگیتێدا هێناوهتهوه بردنهوهیهكیمودێرنوسكۆلاریش لهبزوتنهوهیكوردی بوو كهسهودای ئایینی لهگهڵ بهرژهوهندییه نهتهوهییهكان نهكرا. چهندین ساڵه دهنگی كوردی توركیا لهژێر باوهره ئایینی و ئایدیۆلۆژیكیهكاندا لهدهستی پارته كوردییهكان دێنهدهرهوه، ههڵبژاردنهكانی ئهمجارهی ئهنجومهنی شارهوانییهكانی توركیا بهبهراورد لهگهل ههڵبژاردنهكانیئهنجومهنی شارهوانییهكانی توركیا لهسالی 2004 بهرێژهی سهتاسهد له ههندێك شارو بهتایبهت دیاربهكهر له قازانجی DTP زیادی كردووهو و توانیویهتی بهسهر پارتی دادوگهشهپێدانی دهسهڵاتداردا سهربكهوێت. ئهگهرچی بهو پێیهی چاوهڕواندهكرا پارتی AKP توانی لهزۆربهی پارێزگاكاندا سهربكهوێت،بهڵام DTPش توانی بهبهراورد لهگهل ساڵهكانی دیكه بهرهوپێشچوونێكی بهرچاوی ههبێت و دهنگی ههندێك شارو شارۆچكهو پارێزگا بگهرێنێتهوه بۆ پارتهكهی كه ئهوه تهنیا بهو ههنگاوه دیموكراسیی و یاساییانهدهكرا. ئهنجامی ههڵبژاردنهكانی ئهنجومهنی شارهوانییهكانی توركیا جارێكیتر ئهو راستییهی لهبارودۆخی ههنوكهیدا لهبهردهم PKK دا زهقكردهوه كه دهكرێت لهتوركیادا بهپێی نزیكبوونی توركیا لهیهكێتی ئهوروپاو سیاسهتی كرانهوهی پارتی دادوگهشهپێدان ئهگهرچی كاتیش بێت و كهڵك وهرگرتن لهو دهنگانهی لهو ههڵبژاردنانهی ئهنجومهنی پارێزگاكانی توركیا وهك كارتێكی یاسایی و دێمۆكراسییانه ههموویان تیشكی دڵخۆشكهرن بۆ گرهنتی كردنی مافهڕهواكانی گهلی كورد له كوردستانی باكوورورێگه بۆئامادهكارییهكی ههمهلایهنه بۆ بهرزكردنهوهی رێژهی ئهندام پهرلهمانه كوردهكان لهپهرلهمانی توركیا ههموار دهكاتهوه.
DTPئهمجارهیان پشت ئهستووره بهدهنگی زۆینهی كوردی كوردستانی باكوور، كهئهوهش لهخۆیدا كارتێكی یاسایی و دێمۆكراسیانهیه بۆ پارێزگاریكردن لهمافهكانی كوردی توركیاو دهرگا لهبهردهم نزیكبوونهوهو دانوستاندنی پارته تووند رهوهكانی توركیا لهگهل ئهحمهد تورك دهكاتهوه. تهنانهت ئهنجامی ههڵبژاردنهكانی توركیا توانی لهیهكهمین دهرهنجامی پۆزتیڤیدا DTP له قۆناخێكی كاریگهر چ لهرووی كۆمهلایهتی وكهلتووریهوه چ لهلایهن سیاسهتی توركیاوهو چونكه راستهوخۆ پارتێك كهزۆرینهی دهنگی ئهو ناوچانهی خۆی تێدا كاندید كردووه لهپشت بێت،دهبێته لایهنێكی كاریگهری سیاسی چونكه پشت ئهستووره بهدهنگی خهڵكهكهی. ههربۆیهش باراك ئۆباما لهیهكهمین سووڕی سهردانهكانی دا كهتوركیاش دهگرێتهوه بریاری داوه لهگهل ئهحمهد تورك و ههموو نوێنهری پارته سیاسییهكانی توركیا كۆببێتهوه ئهگهرچی MHPلهئێستاوه ئامادهنییه لهگهل DTP تهنانهت بهئامادهبوونی باراك ئۆباماش لهپشت مێزێكدا دابنیشێت،بهڵام بهئهوانهشهوه ههنگاوێكی ئهرێنیه بۆ بزوتنهوهی كوردی باكوور بۆ ئهوهی بهشێوهیهكی یاساییانه مافهكانی خۆیان دهستهبهر بكهن.
مسیح علی نژاد
راست می گوید این فاطمه رجبی. دانشجویان می خواهند بدانند میرحسین موسوی کیست و در تمام این سالها کجا بوده است. دروغ نمی گوید همسر غلامحسین الهام و از قضا بر خال زده است زنی که تاکنون دهان به سوی هر که گشوده جز بویی بر آمده از الفاظ آلوده پدید نیامده است. بیراه نمی گوید کسی که جز احمدی نژاد و الهام، باقی همه در منظر او برانداز و مفسد و خائن و دزد و دروغ گویان عرصه سیاست اند؛ همه می خواهند بدانند موسوی کیست و سوابق او چیست اما سوال اینجاست کدام یک از هم نسل های من سوالهای ناب خود را از زنی میپرسد که خودش هم معلوم نیست کیست و سوابقش چیست و اگر الهام و رییس کابینه اش نبودند، حتی فحش نامه هایش هم دیگر خریداری نداشت.نوشته است: ” دانشجو ها از سراسر کشور می پرسند موسوی کیست و سوابق اش چیست ” و او بر آن شده که به این پرسش ها پاسخ دهد. یکی به همسر الهام بگوید؛ کدام دانشجو؟ کدام کشور؟ همان دانشجویی که زبان اگر برای طرح پرسشهای اصلی اش باز کند اوین و محرومیت از تحصیل، کمترین پاسخ دولت مورد حمایت او به آن دانشجو خواهد بود؟ همان کشوری که نیمی از نخبگان اش به جرم پرسش گری در خانه غریب افتاده اند؟ یا کشوری که گرسنه گانش خیره به دهان های گشاد دولت متبوع مانده اند و می گویند نفت پیشکش، نان بر سفره بگذارید؟
به نظر می رسد سرکار خانم رجبی را چنان احساس مسولیتی برای پاسخگویی به پرسش های “دانشجویان سراسر کشور ” فرا گرفته است که انگار یادش رفته است همسر الهام بودن کافی نیست تا چنین الهاماتی به ایشان شود که اگر پاسخ دانشجویان را ندهد، دانشجو در یافتن پاسخ به پرسش های خود باز می ماند. من هم نماینده هیچ دانشجویی نیستم اما به اندازه خودم پرسشی داشتم مشابه همین پرسشی که ایشان زحمت پاسخگویی اش را کشیدند حالا شاید بد نباشد به سهم خودم به ایشان بگویم: دانشجویان سراسر کشور سوال را از اساتید علم و ادب دارند نه از آنان که با مجیز گویی و معجزه هزاره سوم خواندن رییس دولت، صندلی استادی برایشان پیش کشیده شد. استادانی که این روزهای دانشجویان سراسر کشور برای پرسش از آنها صف می کشند همان ها هستند که به همت هم اندیشان سرکار خانم رجبی از دانشگاه رانده شده اند.
به گمانم رجزخوانی های او که میرحسین موسوی را برانداز و فاسد و چه و چه خوانده جای تحلیل ندارد اما باید از او که بار دیگر چادر به کمر بست و با همان ادبیات آشنا همه را مفسد و تنها حلقه سه نفره خودشان را ناجی ملت ایران می داند سوال کرد؛ با کدام رو می شود تکیه بر جای جمعی از استادان ممتاز و صاحب نام کشور که با حکم بازنشستگی یا حکم انتظار خدمت خانه نشین شده اند زد و خود را استاد نامید و سپس فحش نامه خود را نیز، پاسخنامه ای به دانشجو خواند؟
دانشجو اگر تنها کمی از این عصبانیت سرکار خانم را در ادبیات و شیوه نگارش خود برای بزرگان به کار گیرد و دو سه خطی در وبلاگ و وب سایت شخصی اش منتشر کند، زندان و تحقیر و افسردگی و این اواخر مرگ پاسخش خواهد بود حال که حاشیه برای فحاشی ایشان امن است پس همان به که دست از سر این دانشجو بردارد و فحشی اگر گوشه گلویش گیر گرده مثل همیشه و با همان اعتماد به نفس همیشگی به میدان آید و خروار خروار نصیب دیگرانش کند اما آن را به حساب دانشجویانی نگذارد که وقتی پاسخ این استاد “خود خوانده” را در نبود استادهای رانده شده می خوانند درست یاد شعارهای نوشته شده بر دیوار یک جاهایی در محیط دانشگاه و حرفهای در گوشی می افتند. بخوانید :
دیروز به دانشجویی گفتم: وقتی «تابلوی ذوالجناح» و «ضامن آهوی» استاد فرشچیان شیعه را به وجد می آورد، موسوی گاه بهگاه «گالری نقاشیهای غربی خود را میگشاید» تا ایرانی را در مسیر سر سپردگی هر چه بیشتر غرب راهنما شود...
موسوی یک «رفاه طلب عافیت جوی» بوده است که از آنجا که هرگز با این ملت در طول ۲۰ سال همراهی نداشته، دانشجویان او را نمی شناسند...
همین دیروز یک نفر از نزدیکان و همراهان موسوی برایم پیغام داد که برای مردم بنویسم: من شاهدم ۲۰ سال است موسوی در نماز جمعه شرکت نکرده است. صحت و سقم مسأله با گوینده است.روزی با ماشین، مسافتی را از پشت یک دیوار در منطقه پاستور طی کردم، به من گفته شد «این مسافت دیوار خانه مسکونی موسوی» است شاید بد نباشد کسی حوصله کند به استاد بگوید؛ تمام شده آن فصلی که دانشجو با این گفتم و گفتی ها و پیغام و پسغام ها و اخبارهایی که از در و دیوار و نماز و روزه و طهارت میرحسین به گوش سرکار می رسد، دنبال پاسخ باشد. دانشجو را اگر “رها” کنند از خود میرحسین می پرسد و نیازی به واسطه استادهای “خانواده سالار ” ندارد
روژ هه لات :پس از پایان انتخابات، مشخص شد که میزان آرای AKPکاهش یافته اند. رهجب تیب اردوغان نخست وهزیر کشور تورکیا به این شکست اعتراف کرد.
حزب حاکم ترکیه، AKPهشت درصد از آرای خود را نسبت به انتخابات گذشته از دست داد. در کنار آن نیز مدت زیادی است که AKPشهرهایی چون آمد، درسیم و جهمرگ را هدف گرفته بود، ولی حتی در شهرهای دیگر شمال کردستان همچون وان، سرت و ئیدیر شکست خورد. همزمان AKPدر بیشتر شهرهای دیگر همچون آدانا و آنتالیا و ازمیر در ترکیه، پست شهرداری را به احزاب دیگر چون DTP، MHPو CHPتحویل داد.
این در حالیست که حزب کردها، DTP، نه تنها هیچ شهرداری که در انتخابات سال 2005 که به دست آورده بود از نداد بلکه چهندین شهرداری دیگری را نیز بدست آورد و تا اینک این تعداد به 99شهرداری رسیده است.
در این میان رجب طیب اردوغان به شکست AKPاعتراف کرد. ساعاتی پس از مشخص شدن نتایج انتخابات و مشخص شدن شکست AKPدر کردستان، اردوغان در اظهاراتی گفت: با وجودی که بسیار به کردها خدمت کرده بودیم، ولی کردها به هویت خود رای دادند. اردوغان بدون اینکه نام کردستان را به زبان آورد، اظهار داشت: در این منطقه مردم به هویت سیاسی رای داده اند. ما این نتایج را درنظر گرفته و بر اساس آن سیاست خود را مشخص می کنیم.
عارف نادری
Gerus46@yahoo.com
كاتێك باس له مرۆڤ بوونی مرۆڤهكان دهكهین، مهبهست ئهو تاكه خاوهنبیرو بهرپرسانهن كه خاوهنی ویژدانی مرۆڤیو خهسڵهتوگهورهیییهكانین، بیردهكهنهوهو، خاوهنی بهرپرسایهتی له ئاستی تاك، كۆماییو جیهانینو تهنانهت خاوهنی جیهانبینی تایبهت به خۆیانیشنو زاوری مرۆڤ بوونو خاوهنداری له بههاو خهسڵهته مرۆڤییهكانیان ههیهو تێگهیشتنی زیاتریان، پێگهیشتوویی زیاتریان دهستهبهر دهكاو توانای زانینو ناسینی رهنجی مرۆڤ بوونو خاوهن دهركهوتن له ههمبهر مرۆڤدا پێیان دهبهخشێت. رهنجێكی قووڵو ژانێكی ئهستهم كه له ئاكامدا تاك دهگهیهنێته ترۆپكی مرۆڤایهتیو شیاوی ناوو نازناوی بهرزهمرۆو كهڵهمرۆڤی دهكات. یهكێك له دهركهوتو تایبهتمهندییه سهرهكییهكانی ئاوهها مرۆڤگهلێك نهك تهنیا توانو ورهی فامكردنو خاوهنداری له ئازادیو ماڤو گهورهیییهكانی خۆدی خۆی، بهڵكوو ههست به بهرپرسایهتیو داكۆكی كردنو بهرگریی له ئهویترو نرخ دایین له پێناو ئهویترێكدایه كه ئێمهیه.
له نێو نهتهوه سهردهستهكانی كوردستاندا، به داخهوه زۆر دهگمهنن ئهو جۆره مرۆڤه ههڵكهوتانهی كه ئاماده بووبن بۆ ئهویتری خۆیان كه كوردهكانن، نرخ بدهنو له بهرامبهریاندا ههست به بهرپرسایهتی مرۆڤی بكهن. ئهمهش خۆی له خۆیدا بۆته هۆكار و ئامیانی ئهوهی كه دیوارو سنووره درۆێنو رۆڵهتییه نابنهڕهتییهكانی نێوان تاكهكانو گهلی كوردو گهلانی جیرانی ههروا به ئهستووریو قایمی بمێنێتهوه. دیاردهیهك كه بهر له ههموو شتێك مرۆڤ بوونو چیهتیو خسڵهته مرۆییهكانی ههموومان پێكهوه دهخاته ژێرپرسیارهوه، چوونكه مرۆڤ به بیرو بهرپرسایهتییه مرۆڤییهكانییهوه، ههڵگری ناوی مرۆڤه.
یهكێك لهو مرۆڤه دیارانه، گهوره پیاو و زانای تورك، پرۆفیسۆر ئیسماعیل بیشێكچییه، كه ساڵانێكه تێكهڵ به خهمو ئازارهكانی نهتهوهی كوردهو لهو پێناوهدا، گهیشتۆته لووتكهی بوونو مانهوهو، ئافراندنو نواندنو لێڕوانینێكی دیكهی بهرانبهر به ئهویتر وێناو كردهیی كردووه.
لهم چهند ساڵهدا له ئێرانیشدا خهریكه ئاوهها ویژدانو بهرپرسایهتییهك له بیاڤی گشتیو له ناخی هێندێك تاكدا، بیچم دهگرێو دهردهكهوێت. یهك لهو كهسانه، رێزدار "جهواد عهلیزاده"یه كه لانیكهم له ماوهی یهكساڵی رابردوودا، به شێوهیهكی شۆڕشگێڕانهو زانایانه خاوهنداری له ماف و ئازادییه پێشێلكراو و زهوتكراوهكانی كوردستانیان دهكاتو لهم پێناوهدا، لانیكهم دوو كهڕهت راپێچی ئاشویتزی مهلاكانی دهسهڵاتدار كراوه. رێزدار عهلیزاده، ئهو جۆرهی كه له گێڕانهوهی بیرهوهرییهكانی زیندانو لێدوانو كردارهكانی دهرهوهی بهندیخانهیدا دهردهكهوێت. باوهڕمهندییهكی تهواوی به مافی چارهنووسی كورد وهكوو نهتهوهو تهنانهت مافی سهربهخۆیی ئهو نهتهوهش ههیهو ئامادهیه نرخی ئهو بهرپرسایهتییه مرۆڤییهش بدات.
بۆیه "جهواد"و "جهواد"هكان مرۆڤه گهیشتووهكان به ترۆپكی مرۆڤایهتینو مرۆی پێگهیشتووی تێگهیشتوون، كه به ئامادهبوون له پانتاییو كهوشهنی گشتیو تاقهت هێنانو شان دانهبهر بارقۆڵی رهنجه ئینسانییهكان، بهرههمێهێنهرهوهی گهورهیییه مرۆڤییهكانو بهستێن سازی جڤاكو دنیایهكی ناتوندوتیژو تاكو كۆماگهلێكی دلۆڤانو بهرپرسیار له ههمبهر خۆد، یهكترو ئهویتردان.
شفیع بهرامیان
من اهل کردستانم، من زاده ایرانم؛ به قول رندی! من اصیلترین قوم این دیارم (خاتمیها در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی) به راستی همه جای ایران سرای من کرد است! باور نمیکنید سری به گاوداریهای تاکستان، مرغداریهای همدان و کورههای آجرپزی زنجان و سمنان و... بزنید. گرچه در چرخه توسعه نامم از قلم افتاده است اما ملالی نیست، بشر جایزالخطاست! گرچه کمترین سهم استفاده از دلارهای سیاه نفتی سهم من است اما خیالی نیست، بشر جایزالخطاست! گرچه کمترین هزینه از صندوق ذخیره ارزی را من داشتهام اما خیالی نیست آخر من آنقدر توسعه یافتهام که نیازی به کمک دیگران ندارم!ما و پسرعموهای افغانمان بسی خوشحالیم ...
چرا که چرخ گردننده ایران زمین ز ما پویا شود هرچند به ثمنی بخس باز باور نمیکنید، سری به میادین کارگری، ترهبار، خدمات شهرداری، نانوائیها، گاوداریها، مرغداریها، کورههای آجرپزی و تمام مشاغل پست دیگر در نیمه غربی کشور بزنید تا ببینید و بدانید که ما افتخار همدوشی با مهمانان ناخوانده افغانمان را داریم و افتخار همدردیشان را، اگر آن افغانهای بیگانه از تأمین اجتماعی بیبهرهاند ما هم چنینیم، اصولاً ما کردها آدمهای مهماننوازی هستیم؛ بنابراین برای همدردی با افغانهای بیگانه در شرایط آنها و مثل آنها حاضریم استثمار شویم اما خیالی نیست بشر جایزالخطاست! شاید هولوکاست (کورههای آدمسوزی آلمان هیتلری) افسانه باشد، اما سوزاندن حرمت آدمی در پای کورههای آجرپزی حقیقت تلخی است که کسی نمیتواند آن را انکار نماید. به جرأت میتوان گفت کار کردن در کارخانههای آجرپزی اهانتی بس عظیم است به بشریت در عصری که انسان به خود میبالد چرا که میپندارد دیگر حرمتی نمیشکند، زیرا صدای صیانت از حقوق کودک، زن و انسان گوش زمانه را کر میکند اما غافل از این حقیقت است که در برابر ملت من گوشها کر میشوند، چشمها کور و به راستی ”چشمها را باید شست“ تا بتوان رنج و درد کرد بودن را و به قول جاناتان رندل ”مصیبت کرد بودن را“ فهمید.
زمانی که میبینی نوجوانی که بازوان نازکش بجای حمل دفتر و کیف و کتاب مدرسه در خروسخوان بامداد پنجه در پنجه زمین در میآویزد و تا پاسی از شب در پای برجهای سر به فلک کشیده ”از ما بهتران“ قربانی میشود تا خونبهای رفاه و آسایش و اشرافیت دیگران را پرداخته باشد. زمانی که میبینی زنان حاملهای که به جای آرامش و آسایش به همراه بار سنگین وجودشان هر روز خروارها گل و چوب و خشت را جابهجا میکنند و در گرمای طاقتفرسای تابستان در سایه دیوارهای گداخته کورهها، رؤیای ویاربرآوردهنشده خود را در خاک دفن میکنند. اینجا آخرالزمان است و این سرنوشت من است. من ”کرد“ کردی که کافش کار و رایش رنج و دالش درد است. آنچه در پی میآید شرح حالی است از کودک کرد، کودکی که از لحظه نطفه بستن تا بستر سرد خاک گور با درد میزید و با رنج میمیرد و تلنگری است هر چند ناقص به حال نزار آنانی که به دنبال لقمه نانی هر بهار، ترک دیار میکنند و فرسنگها دورتر از زادگاه مادری تحت انقیاد ظالمانهترین شرایط در کارگاههای آجرپزی با شدیدترین رنجها استثمار میشوند.
سکانس اول: گرچه از بسته شدن نطفه زندگیم چند ماه و اندی نگذشته است اما مدتی است در کنار گرمای طاقتفرسای تابستان ضربات مداومی را هر روز از طلوع خورشید تا پاسی از شب بر سر و صورتم احساس میکنم. گاهی حرارت آنقدر بالا میرود که هر آن احساس میکنم دیگر هوایی برای بقای حیاتم نیست. با ضرباهنگ برخورد قالب آجر به سر و صورتم و تحمل گرمای آتشین کورههای آجرپزی دوران جنینی را سپری کردم و قدم در این دنیای پرمحنت گذاشتم هنوز چند روزی از آمدنم نگذشته بود که دستان و پاهای نحیفم را در چارچوبی سخت تنگ به نام گهواره بستند تا از همان آغاز بدانم و بیاموزم راز بقایم خاموشی است و کلید حیاتم فرمانبری!
تلاش برای رهایی از طناب و بند گهواره عبثی بیش نیست و من نوزاد ناقص به دنیا آمده باید همانگونه بزیم و همانطور بمیرم!
سکانس دوم: هنوز چند روزی از تولدم نگذشته بود که یگانه پناهگاهم هم دیر به دیر شیره وجودش را در دهانم میگذاشت، آخر او مجبور بود کار کندتا بماند و من این را زود فرا گرفتم. مادرم یک شهروند است! من هم یک شهروندم و شهروند(citizenship) در پناه قانون است: ماده 121 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد: 1ـ ایجاد زمینههای مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او 2ـ حمایت از مادران به خصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از کودکان بیسرپرست. ماده 75 قانون کار جمهوری اسلامی ایران هم در این رابطه چنین مقرر میدارد:انجام دادن کارهای سخت و زیانآور و نیز حمل بار بیش از حد مجاز با دست و بدون وسایل مکانیکی برای کارگران زن ممنوع است. اما این قوانین برای مردم من از محدوده قانونگزارانش فراتر نرفت و هرگز به مرز کورههای آجرپزی حرمتکشی نرسید!؟
سکانس سوم: اینجا مردم من با گل وجودشان آجر میسرشتند و من از شیر گرفته شده، با پای پتی در تابستان داغ راه میروم و جان کندن برادر بزرگتر را به نظاره مینشینم، اما نهیب پدر یادم میآورد که قالب خشتم را سریع از ملات پر نمایم. در دل آرزوی رجعت به خانه میپرورانم و بازی با همسالانم، اما هر روز دوهزار خشت بر روی این آروز میچینم و در پایان از شدت درد کمر بر روی ماسه ها به خود میپیچم و آسمان را به تمنا به نظاره مینشینم تا کی تموز به سر آید و پائیز را بشارت دهد تا شاید غرش ابری بساط رنج من را تا سالی دیگر درهمپیچد. هر چند که فردا هم آسمان همین رنگ است و همه جا هم آسمان همین رنگ! گرچه من هنوز هم ده بهار را به چشم ندیدهام. ماده 79 قانون کار جمهوری اسلامی ایران:به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال ممنوع است.اما من و هزاران مثل من هنوز 10 بهار عمر را ندیدهاند!
سکانس چهارم: برادر بزرگترم در داخل کوره آنجا که آتش سوزان را برای ساختن به سخره گیرند کار میکند و هر از گاهی به نام شوخی به همراه خندهای تلخ، آجر داغی را در دستانم میگذارد تا به من بیاموزد چگونه با آتش درآویزم و فردا و فرداها نگذارم که جای خالی او و امثالش، خللی در کار کاخنشینان و برجهای از ما بهتران! ایجاد نماید. گرچه من هنوز 10 بهار عمر را به چشمم نظاره نکردهام.
سکانس پنجم: سالهاست که من و ما مسافر این کارگاهیم و در آن با خون دل تجربه اندوختهایم تا شاید از قالبداری به مقام چرخکشی و از چرخکشی به درجه رفیع کورهچینی و کورهسوزی و مرکزداری برسیم. وه وه چه سعادتی!! و من کار کورهسوزی را به نقد جوانی خریدهام و میراث برادر را پاس میدارم و شاید پدر را، کار در درون تاریک و سنگین کوره یادآور ظلمت عدم است و سکوت دوران با مادر بودن در مسیر بودن یا نبودن! و فرو ریختن خشتها یادمان ضربات مداومی است که از برخورد قالب پرملات، اما گلی با شکم حامله مادر و سر و صورت من هنوز به دنیا نیامده حاصل شده بود. انگار سرنوشت و تقدیر چنین خواسته است که من از لحظه ذات تا دم ممات توسریخور و سیاهنشین باشم و به قول شاعر:
هر کس کو دور ماند از اصل خویش
بـاز جـویـد روزگـار وصـل خویش
سکانس ششم: از آن تاریکی کوره بیرون میآیم به سان تولد یک پروانه از پیله تنگ و تاریک، خواهر و برادرانم را به نظاره مینشینم که با عجله قالبها را پر کرده و با نظم روی زمین میچینند و تنها مدافع آنها در برابر هجوم این گرمای تابستانی کلاهی است حصیری به بهای چند روز جان کندن.
سکانس هفتم: من اکنون 19 سال دارم و ورقپارهای بنام دیپلم در بغل و اما حامل کولهباری از تجربه در امر سازندگی با 12 سال کارآموزی، گرچه مدرک یا بیمهای نیست تا سابقه تجربیام را ثابت کند چون قانون کار، تأمین اجتماعی، حقوق بشر و... در کورههای آجرپزی سرزمین من واژههایی است نامأنوس و تعریفنشده و پدر شصت و چند سالهام همچنان بر کار خود باقیست و بازنشسته نخواهد شد مگر آنکه روزی بازنشسته ابدی شود! و این نقبی است به زندگی درصد وسیعی از مردم کرد که به خاطر نبود فرصتهای شغلی در زادگاه خویش، راه غربت در پیش گرفته و به ظالمانهترین قراردادهای کاری تن درمیدهند تا شاید قوت لایموتی به کف آرند و ”پشت نکنند به خدمت دوتا“ زیرا برای ماندن در این سرزمین باید چون لاکپشت پرواز کرد و بسان اسبها مست بود زیرا سرما هم به حال نزار ما میگرید.
قهرمان احمدی
نوروز را باید سرآمد تمام جشن های ایرانیان وبالاخص کورد ها دانست .در آیین و باور های هر ملتی جشن ها واعیادزیادی وجود دارد که هر یک در جای خود مورد تکریم دوستداران و علاقمندان پروپا قرص خود هستند اما در کل نوروز در میان کوردها از اهمیت والایی برخوردار است و استقبال کم نظیر کوردها در برگزاری چنین مراسماتی گواه این مدعاست .نوروز هیبت وشکوه یک ملت را می رساند ،ملتی که خواستار صلح وآزادی و نوروز را مقدمه ای برای رسیدن به آن می دانند .نوروز سال 2009 در میان کوردها هیبت شکوه خاص خود را داشت و رعشه بر اندام تمام مستکبران و گردن کشان انداخت ،کوردها مراسم نوروز را در اعتراض به ستم دیرینه و سیاستهای آنارشیستی سرکوب گران واعاده حقوق مدنی وشهروندی خود باشکوهی هرچه تمام تر آغاز کردند آنان چند صدایی وچندشکلی را به معرض دید کوته بینان ومغرضان وکسانی که مخالف برگزاری جشن ملی کوردها وبه راستي نمازيست كه بر جسد فاشیسم ها و... خواندند.اما باشکووه ترین مراسم نوروزی در شهر“ آمد ”با حضور جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر برگزار شد نکته جالب توجه در این مراسم حضور اعضای حزب جامعه دموکراتیک DTP در میان جوش وخروش مردمی بود که مشتاقانه آمده بودند تا یک بار دیگر ثابت کنند که نوروز جشن ملی کوردهاست وآنان در مقابل حکومت فاشیستی ترکیه سر تعظیم فرو نخواهند آورد و هدف اصلی آنان از برگزاری چنین جشن هایی ایجاد صلح آشتی وهمزیستی در کنار حفظ ارزش های ملی وفرهنگی است و مبارزه با قرارداد های ضد بشریت را سرلوحه کار خود قرار دادند ومصرانه خواستار آزادی عبدالله اوجلان رهبر حزب کارگران کوردستان هستند . در این مراسم اعضای حزب جامعه دموکراتیک DTP با سخنان خود شور و هوای خاصی به این مراسم دادند و نکاتی جالب توجه را به حکومت ترکیه گوشزد کردند،خانم ”لیلا زانا“ برنده جایزه صلح ، بر اتحاد کوردها برای آزادی تکیه کرد.ایشان طی سخنانی گفتند در سال 2010 با حضور عبدالله اوجلان در میدان اصلی ”آمد“ جشن نوروز را برگزار می کنیم . همچنین رهبر حزب جامعه دموکراتیک DTP ”احمد ترک“ درسخنانی اظهار کردند اگر خواهان حل مسئله کورد هستند باید عبدالله اوجلان را آزاد نمایند . مراسم نوروز در دیگر شهرهای شمال کوردستان مانند با استقبال بی شمار مردم مواجه شد . درجنوب غربی کوردستان (سوریه) مردم با لباسهای کوردی به رقص و پایکوبی پرداختند و شعارهایی را در حمایت از عبدالله اوجلان سر دادند . در سلیمانی و هولیر و... برگزارکنندگان نوروز را گامی برای موفقیت خود دانستند . در ایران در اکثر شهر های کورد نشین نوروز نسبت به سالهای گذشته با شور ونشاطی فراوصف برگزار شد و برگزار کنندگان میل ورغبت زاید الوصف خود را برای برگزاری نوروز به عنوان عید ملی کوردها نشان دادند . در آلمان ،فرانسه و ... مراسم جشن نوروزی توسط کوردهای مقیم آن کشورها برگزار شد و برگزارکنندگان مراسم جشن نوروزی را حق انسانی وطبیعی خود قلمدادکردند و آنان نیز به مانند دیگر کوردها خواهان آزادی اوجلان بودند
پس باید پذیریم که نوروز به معنای نوشدن وپاک شدن از زشتی ها وپلیدی ها وحرکت رو به کمال واوج اعتلای انسانیت است واین مهم جز با احترام به انسان که شامل تمام اقوام ونژادها می باشد میسر نمی شود و ملت کورد به عنوان یکی از ملت هایی که بر روی این کره خاکی زندگی ! می کنندباید رهبر (اوجلان) را آزاد ودر میان خود نبینندو همچنان که لیلا زانا تاکید کرد باید جشن نوروز 2010 را با رهبر خود برگزار کنند .
سهرچاوهكانى ههواڵ له توركیا بڵاویان كردهوه كه داواكارى گشتى توركیا داواى له سهرۆكایهتى پهرلهمان كردووه كه ئیفادهى پهرلهمانتارانى پارتى كۆمهڵگاى دیموكراتیك دهتهپه، سهڵاحهددین دهمیرتاش ، ئهمینه ئاینا و ئایسهل توغلوك و فاتما كورتولان و سهباحهت تونجهلى وهرگرێت .
پێنج پهرلهمانتارهكهى دهتهپه بهوه تۆمهتبار كراون كه گوایا لهكاتى ههڵمهتى پروپاگهندهى ههڵبژاردنهكانى ئهنجومهنى پارێزگاكانى توركیا سهرپێچى یاسایان كردووه .
كۆكسال تۆپتان سهرۆكى پهرلهمانى توركیا رایگهیاند" كه لهسهر داواى داواكارى گشتى توركیا، وهزارهتى دادى راسپاردووه بۆ ئهوهى بڕیارێك لهوبارهیهوه وهرگرێت .
لهلایهن خۆشیانهوه پێنج پهرلهمانتارهكهى دهتهپه رایانگهیاند" كه بههۆى دهربڕینى بیروراكانیان لهبهردهم دادگا ئاماده نابن.
به پێی راگهیه ندراوی "رێکخراوی مافی مرۆڤی کوردستان" نووسهر و لێکۆڵهری چالاکی کورد، عهباسی جهلیلیان به 15 مانگ زیندان له لایهن دادگایی شۆرشی شاری کرماشان کۆماری ئیسلامی ئێران مهحکووم کرا. دهقی راگهیاندراوی ئهم رێکخراوه به فارسی به شێوهی خوارهوهیه:
خبرگزاری ديدهبان حقوق بشر كردستان: صبح روز گذشته با مراجعهی عباس جليليان به دادگاه انقلاب شهر كرمانشاه رأی دادگاه مبنی بر 15 ماه حبس تعزيری برای وی به اين نويسنده و پژوهشگر كُرد ابلاغ گرديد.
رأی مزبور از طرف شعبهی سوم دادگاه انقلاب اسلامی كرمانشاه و به اتهام شناسايی و جذب جاسوس و معرفی آن به كشور بيگانه، با استناد به تبصره ماده 510 قانون مجازات اسلامی برای وی صادر شده و ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديد نظر خواهی میباشد.
عباس جليليان در تمامی مراحل بازجويی و در جلسهی دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قوياً رد كرده و خواهان ارائهی اسناد و مداركی در اثبات اين اتهام ساختگی شده است، اما دادگاه بدون توجه به خواست نامبرده و نيز با رد درخواست وی مبنی بر تعويق جلسهی دادگاه تا تعيين وكيل اقدام به صدور اين حكم نمود.
گفتنیست عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از چهرههای ادبی سرشناس كُرد و مؤلف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعهی زرينه و سيمينه میباشد كه در تاريخ 26 دی ماه 87 در منزل شخصی خود در شهر اسلام آباد استان كرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت شد. وی پس از آنكه بيش از دو ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات كرمانشاه و بند قرنطينهی زندان ديزل آباد اين شهر گذراند به قيد وثيقهی 100 ميليون تومانی آزاد گرديد و به فاصلهی كمی پس از آزادی در تاريخ 17 فروردين ماه سال جاری بدون آنكه فرصت و امكان تعيين وكيل را داشته باشد در شعبهی سوم دادگاه انقلاب اسلامی كرمانشاه مورد محاكمه قرار گرفت.
عصر روز دوشنبه ۲۱ ارديبهشت ماه مهدی کروبی کانديدای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در جريان سفر تبليغاتی خود به کرمانشاه در جمع دانشجويان دانشگاه رازی اين شهر حضور يافت و ضمن ايراد سخنانی در پيوند با انتخابات رياست جمهوری و بيان شمهای از ديدگاهها و برنامههای خود جهت اصلاح امور کشور و احقاق حقوق شهروندان به پرسشهای دانشجويان پاسخ گفت.
دانشجويان عضو و هوادار اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کُرد و نيز دانشجويان مستقل هويت خواه کُرد با حضوری پررنگ و چشمگير، پيش از آغاز و در طول مدت مراسم با سر دادن شعارها و بالا بردن پلاکاردهايی که روی آنها نوشته شده بود: دانشجوی زندانی را آزاد کنيد ـ زندانی سياسی آزاد بايد گردد ـ احکام اعدام را متوقف کنيد ـ دانشگاه پادگان نيست ـ احقاق حقوق ملت کُرد در چهارچوب دموکراسی و حقوق بشر ـ کرماشان بزرگترين قربانی نسل کشی زبانی و فرهنگی ـ آسميلاسيون فرهنگی و زبانی در کرماشان را متوقف کنيد ـ زووانی کوردی ناسنامهی ئيمهس ـ برخودان ژيانه ـ بژی ئازدی، بژی يهکسانی ـ پيوستن به کنوانسيون منع تبعيض عليه زنان ـ اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی، کردستان سنگر آزادی خواهی ـ کردستان قربانی نقض حقوق بشر و... خواستار پايان دادن به تمامی اشکال تبعيض عليه ملت کُرد و رفع محروميتها و محدوديتها از ايشان شدند
همچنين دانشجويان با در دست داشتن تصاويری از زندانيان سياسی و فعالان کُرد محکوم به اعدام از جمله فرزاد کمانگر، ياسر گلی، محمدصديق کبودوند، برادران علايی، زينب بايزيدی، روناک صفازاده، حبيب اله لطيفی و احسان فتاحيان شعارهايی مبنی بر آزادی زندانيان سياسی و لغو احکام اعدام فعالان کُرد سر دادند.
حضور گسترده، تعدد پلاکاردها و تکرار شعارها از سوی دانشجويان هويت خواه کُرد باعث شد تا مهدی کروبی در آغاز سخنان خود با اشاره به حضورش در ايلام و کرمانشاه طی سفر اخير، بر واقعيت متکثر بودن جامعهی ايران به لحاظ قومی و مذهبی تأکيد نمايد و اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی را در صورت پيروزی در انتخابات تعهد کند.
در فرصتی نيز که در اختيار چهار نفر از دانشجويان به عنوان نمايندگان طيفها و جريانهای فکری حاضر در مراسم گذاشته شد نماينده اتحاديه دمکراتيک دانشجويان کُرد مرکز کرمانشاه به عنوان يکی از سخنرانان ضمن ارائهی کليتی از وضعيت مناطق کردنشين در ايران به لحاظ محروميت اقتصادی، نقض حقوق بشر، آمار بالای زندانيان سياسی، صدور بیرويه احکام اعدام برای فعالان کُرد، عدم مشارکت کُردها در ساختار قدرت، عدم به کارگيری نيروهای بومی متخصص در رأس مديريت استانها و شهرهای کردنشين و اشاره به سياست نسل کشی فرهنگی و زبانی در کرماشان به عنوان بزرگترين شهر کردستان به طرح پرسشهايی در ميزان تعهد و توانايی کروبی در رفع مشکلات و موانع رشد اقتصادی و فرهنگی، رفع تبعيضات اجتماعی و سياسی و وضعيت حقوق بشر در کردستان پرداخت و در پايان خطاب به وی گفت: ما ضمن تصميم به مشارکت در اين دوره از انتخابات رياست جمهوری و با اطلاع از مواضع شما در رابطه با حقوق شهروندی و حقوق اقوام که در قالب سخنرانیها و بيانيههایتان اعلام داشتهايد انتخاب خود را کردهايم و آن شمائيد، به اين شرط که شما نيز خواستههای ما را در نظر گرفته و در جهت برآوردن آنها تلاش نمائيد.
کانديدای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری نيز در پاسخ گفت: ايران برای همهی ايرانيان است و حقوق شهروندی بايد برای همه به صورت يکسان رعايت شود. وی افزود: در صورت پيروزی در انتخابات تا آنجا که مقدور باشد از همهی ايرانيان در پستهای مديريتی و اجرايی کشور استفاده خواهم کرد و با استفاده از آن اختياراتی که قانون به رئيس جمهور داده اصول معطل مانده قانون اساسی همچون اصل ۱۵ و ۱۹ را به اجرا در خواهم آورد.
مهدی کروبی در مورد زندانيان سياسی با اشاره به اقداماتی که تا کنون در اين رابطه انجام داده است گفت: با وجود تفکيک قوا و استقلال قوه قضائيه از قوه مجريه، در هر مقامی که بودهام از توان و نفوذ خود در جهت رفع مشکل آزادی زندانيان سياسی استفاده کردهام و در اين ميان نيز بارها از زندانيان کُرد حمايت نمودهام که شايد شما هم در اين رابطه شنيده باشيد.
دانشجوی ديگری نيز که به نمايندگی از دانشجويان آزادی خواه تحکيم وحدت طيف علامه در کرمانشاه سخن گفت با تأکيد بر اينکه اميدی به انجام اصلاح از بالا در اين ساختار وجود ندارد شرکت در انتخابات را نيز جهت پيشبرد اصلاحات و بهبود اوضاع چندان موثر ندانست اما شعارها و عملکرد کروبی را تا اندازهای اميدوار کننده خواند. وی با اشاره به فشارهای وارده بر دانشجويان از جمله ستاره دار کردن و به زندان افکندن فعالان دانشجويی خواستار رفع تمامی تبعيضهای جنسيتی، قومی، مذهبی و... شد و در پايان از کروبی خواست تا اگر او نيز خواستار آزادی زندانيان سياسی است بازوبندی را که بر روی آن نوشته شده بود "زندانی سياسی آزاد بايد گردد" را از وی قبول کند و بر بازوی خود ببندد که قبول بازوبند از طرف کروبی با تشويق دانشجويان همراه بود.
دو دانشجوی ديگر که در آغاز و پايان مراسم موفق به سخنرانی شدند از دانشجويان بسيجی دانشگاه رازی کرمانشاه بودند که عمدتاً به نقد کروبی و شعارهای او پرداختند.
تو می باید خامشی بگزینی
به جز دروغت اگر پیامی
می تواند بود،
اما اگرت مجال آن هست
که به آن آزادی
ناله ای کن
فریادی در افکن وجانت را به تمامی پشوانه ای پر آب کن!
شاملو
حال و هوای جامعه،خصوصا جامعه دانشگاهی در دوران انتخابات رنگ وبوی خاصی دارد و می توان کوشش طیف های مختلف و رویش و جست وجوی افکار را به خوبی نظاره کرد .واین مسئله به خصوص از انتخابات 1376به بعد برای طیف اصلاح طلب با خاطرات شیرین همراه بود. ماندگارترین فعالیت های دانشجویی را دراین سالها می توان درک کرد چرا که انجمن های اسلامی به حق یکی از پرنگ ترین مراکز سیاسی دانشگاها هستند وآوای یار دبستانی را با آن حماسه ی شیرینش به ذهن ها متبادر می سازد.
نکته ای که می خواهم به آن بپردازم ومتاسفانه تا به حال به آن اشاره نشده است و مدتهای مدیدی است که به بدترین شکل ممکن در دانشگاه کوردستان در پس پرده مانده است انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان و فعالیتهای سوال برانگیز آن است.
امروزه انتخابات ومئسله ی ریاست جمهوری گفتمان غالب افراد وگروههای جامعه می باشد.و در تمام دانشگاهها دغدغه اصلی انجمن اسلامی تنویر افکار و اذهان دانشجویان است.اما باکمال تاسف مسله ی اصلی که در انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان در حال عودشدن است اختلاف بین اعضای این انجمن بر سر مسائل مختلف و پیش پا افتاده است.
از سال 1384تا به حال این سوال برای نگارنده این سطور مطرح بوده است که انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان چه نقشی در فضای نقادی،و اطلاع رسانی به موقع از مسائل سیاسی و فرهنگی دانشگاه دارد.جالب است که حتی در خوشبینانه ترین حالت ممکن اگر از دانشجویان پرسیده شود چه کسانی عضو انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان هستند 95درصد آنها جوابی برای این سوال نخواهند داشت.
متاسفانه آقایان و خانم های عضو انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان خود نیز در تعریف کارکردها و وظایف خود داری مشکل هستند.اعضای محترم انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان در سالی که گذشت مراسمی را در تالار فردوسی دانشکده ادبیات برگزار کردند.این در حالی بود که ظرفیت این سالن کمتر از صد نفر است وجالب تر این که افرادی که دراین مراسم حضور داشتند را می شد با انگشتان دست شمارش کرد این عدم اطمینان و این عدم پشتبانی از کجا سرچشمه می گیرد چرا در دانشگاههای دیگر کشور با این معضل روبرو نیستیم ودر هنگام برگزاری مراسمات سیاسی و فرهنگی در سایر دانشگاهها انبوهی از دانشجویان مشتاق در مراسمات آن انجمن ها حضور دارند در سالی که گذشت تنها مراسمی که انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان انبوه جمعیتی را به خود دید مراسمی بود که آقای کروبی کاندیدای اصلاح طلب به دانشگاه آمده بودند حقیقت امر اینجا است که ایدئولوژی خاص ومحکمی که بتواند پایه های مدیریتی قوی و مطلوب را برای دانشگاه نمایش دهد در انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان به چشم نمی خورد چرا که بعد از یک سال که بازار انتخابات به اوج خود رسیده است انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان نمی داند از کدام یک از کاندیداهای ریاست جمهوری حمایت کند آنها حتی نتوانستند پیگیر مسئله انتخابات به صورت جدی باشند چند تن از آقایان در انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان قبل از این که به فکر خط مشی و تفکر واهداف انجمن باشند.برای مسائل اقتصادی به حمایت از کاندیدای خاص همت گمارده اند و گروهی از خانم ها در ندانم کاری های سیاسی خود غوطه ور شده اند درروزی که آقای محسن آرمین نماینده آقای موسوی برای حمایت از ایشان به استان کوردستان سفر کرده بودند ناتوانی های انجمن اسلامی دانشگاه کوردستان برای همه دانشجویان بسیار آشکار بود که نتوانستند مکانی را در دانشگاه در اختیار ایشان قرار دهند.که دانشجویان بتوانند سوال های که دغدغه آنها است را به نماینده آقای موسوی برسانند جالب اینجا ست که در ستاد انتخاباتی ایشان هم حیثیت انجمن اسلامی و دانشگاه و دانشجو را هم به زیر سوال بردندچرا که هیچ تریبونی به این آقایان و خانم ها داده نشد و این از بی درایتی انجمن حکایت دارد و در این وضعیت داغ انتخاباتی اختلافات آقایان و خانم ها هنوز تمامی ندارد و آقایان و خانم ها ی محترم به شدت به دنبال فرصتی برای تیتر شدن در جراید هستند. متاسفانه این روند نه فقط درسال جاری وسال گذشته بلکه پیاپی از 84تا به حال از اعضای که در انجمن اسلامی بوده اند و هستند دیده شده است.و این مسائل و مسائلی که در گذشته روی داده است بسیاری از دانشجویان را به این شبهه رهنمون ساخته است که در سر در اتاق انجمن اسلامی نقش شود انجمن اقتصادی دانشگاه کوردستان؟! ..........
KomeÎayetî-ramyarî-kultûrî– xiwendkarî zankoy kurdistan
govajiyar r
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: قهرمان احمدی
زیر نظر شورای سر دبیری
ژیار در ویرایش مطالب تا آنجا که به اصل مطلب خدشه وارد نشود آزاد است
مطالب چاپ شده الزاما نظر گردانندگان نشریه نمی باشد
آدرس: دانشگاه کردستان -خانه فرهنگ—خانه نشریات دانشجویی
Email:kurd_shaho@ yahoo.com
WWW.govarzheiar.bologfa.com
محمدصدیق کبودوند بیش از یک دهه است که کوشندگی برای اعاده و ترویج دموکراسی و حقوق بشر را آغاز کرده و در این رهگذر به رغم رویارویی خطرهایی که بر سر راه ایشان گسترانیده شده و یا در کمین وی قرار داشته، در پیمودن این مسیر تردیدی به خود راه نداده و همواره با تاکید بر ایستادگی در برابر متجاوزین به حقوق بشر، از این حقوق در مقابل انواع تجاوزات دفاع کرده و با تمام توان کوشش هایش را در هماهنگی الزامات اخلاقی و سیاسی مبتنی بر مسالمت جویی و صلح خواهی، معطوف نموده به مبارزه ای پیگیر و بی امان با سانسور دولتی و خودسانسوری مطبوعات و رسانه ها و تلاش برای اطلاع رسانی آزاد و جریان آزادانه اطلاعات و بیان واقعیات و افشای بی عدالتی ها، ابراز آزادانه عقیده و بیان، اعاده حقوق مدنی و سیاسی و آزادی های اساسی، بازیافتگی اراده مردم بر سرنوشت خویش و پیکار با تبعیض و ستم و تمام بیدادگری های آزاردهنده وجدان بشری.
مسئولیت وجدانی این کوشنده که نظیر حقوق بشر و دل مشغولی های وی برای آگاهانیدن هم نوعانش به حقوق انسانی خود و احترام و رعایت حیثیت و کرامت انسانی آنها، ایشان را بر آن داشته تا در نبرد با آموزه های سالب آزادی ها و کردارهای روش مند تحقیر حقوق بشر و آمرین و عاملان رنج های انسان و جامعه انسانی، اندیشه های خود را در چارچوب های منظم و قاعده مند، انسجام، نهادینه و هدایت بگرداند .
تاسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان در بیستم فروردین ماه 1384 (نهم آوریل 2005) در تهران، با ابتکار برجسته آقای کبودوند در نبرد برای اعاده همه حقوق و آزادی های انسانی مردم کوردستان و ایران، یکی از مهمترین جلوه های متهورانه ایشان در رویارویی مستقیم با متجاوزان حقوق بشر و اربابان قدرت و ناقض این حقوق، در داخل کشور است.
متاسفانه در جلسه ای صامت بطورغیرعلنی و پشت درهای بسته و بدون اجازه مشورت گیری از وکلا، در زمانی بسیار کوتاه و چند دقیقه ای تنها با اخذ پاسخ کتبی دو یا سه سوال تکراری، محاکمه شده و با حکمی ناروا و ناعادلانه به یازده سال حبس محکوم گردیده است.
حکم برادران اعلایی از متهمان پروندهی براندازی نرم در دادگاه تجدیدنظر تایید شد. آرش و کامیار اعلایی دو پزشک زندانی که در دادگاه بدوی به ترتیب به 6 و 3 سال زندان محکوم شده بودند، در دادگاه تجدیدنظر تایید شد و آنها باید بر روی هم 9 سال زندان را تحمل کنند. آرش و کامیار اعلایی دو پزشک و محقق در زمینهی اعتیاد و ایدز هستند که از حدود نه ماه پیش بازداشت و در زندان اوین به سر میبرند. آنها در دادگاه انقلاب شعبهی 15 به همراه محمد اسماعیلی و سیلویا هاتونیان به اتهام براندازی نرم محاکمه و قاضی صلواتی آنان را در مجموعه به 9 سال زندان محکوم کرد. این دو اکنون در بند4 واحد 7 زندان اوین به سر میبرند.





